خست آقا محمد خان
خست آقا محمد خان
نوشته اند كه: وقتي به دليل خطايي جزيي حكم كرد كه گوش مرد فقيري را ببرند و بعد شنيد كه بيچاره به مير غضب مي گفت كه اگر همه ي گوشش را نبرد چند قراني به او خواهد داد. آقا محمد خان وي را صدا زد و گفت كه اگر مبلغي را كه به مير غضب پيشنهاد كرده اي دو برابر كني و به خود من بدهي من ترا مي بخشم. بيچاره دهقان فكر كرد كه خان شوخي مي كند و او را بخشيده است. براي همين جلوي خان به خاك افتاد و پس از تشكر قصد رفتن كرد. اما هنوز قدمي برنداشته اطرافيان شاه به او فهماندند كه اين خواسته ي خان شوخي نبوده و وي بايد آن مبلغ را بپردازد.
ايران در دوره سلطنت قاجار، علي اصغر شميم، صفحه 52
+ نوشته شده در جمعه چهارم شهریور ۱۳۹۰ ساعت 22:16 توسط حسن صمیمی
|
(تاریخ History :از ریشه ی ( اَ_رَ _خَ ) گرفته شده است و اصطلاحاً به راه رفتن شتر گفته می شود که نگاهی به پشت سر و گذشته ی خود دارد .تاریخ هم به عنوان یک علم ما را به گذشته برمی گرداند.)