امام جمعه وماشین دودی
درزمان ناصرالدین شاه واقعه جالبی درتهران اتفاق افتادوامام جمعه یادامادشاه نقش موثری درآن ایفانمود.امتیازراه آهن بین تهران وشاهزاده عبدالعظیم (ع)بابلژیکی هابود.وآنهابه ریاست مسیودنی کارمی کردند.
ازهمان بدوتاسیس شرکت مردم ازماشین دودی استقبال شایانی کردندتاجایی که پاره ای مواقع برسربدست آوردن بلیط کارشان به زدوخوردمی کشیداتفاقایک سال درماه محرم که ماشین دودی مملوازجمعیت بودمیان یک مردعیال وارویک جوان براثرسوءتفاهمی چنان دعواوزدوخوردی درگرفت که آن سرش ناپیدابودودریک لحظه کوتاه آن جمعیت چندهزارنفری به سیلی خانمان براندازمبدل شدوهمه یک مرتبه به جان هم افتادندوتمام دستگاه ماشین دودی رازیروروساختندوخسارت زیادی ببارآوردند.
مسیودنی به وزارت خارجه شکایت کردوسفیربلژیک روزبعددرکاخ گلستان به حضورشاه شزفیاب شدوتقاضای سیصدهزارتومان(آن موقع پول بسیارهنگفتی بود)خسارت کرد.ناصرالدین شاه حل مشکل رابه عهده امام جمعه یعنی دامادخودواگذارکرد.
روزبعد امام جمعه سفیربلژیک رابه منزل دعوت نمودوازاوخواست تاازدریافت خسارت منصرف شودولی وقتی سفیررابرسرحرف خویش دیدجلوی روی سفیربه منشی خوددستورداداین طوربنویسد:ازاین تاریخ به بعدسوارشدن برقطارحضرت عبدالعظیم (ع)برعامه مسلمین وجمیع شیعیان مرتضی علی (ع)حرام است!
بلژیکی هادیدندکارخراب ترشدوهرگاه اقدام به چنین کاری شودنه تنهاخسارتشان جبران نخواهدشدبلکه دایرکنندگان ماشین دودی هم ورشکست خواهندگردیدپس بهترآن دیدکه نه چیزی بدهندونه تقاضایی بکنند.
وقتی شاه ازجریان اطلاع حاصل کردیک انگشتری الماس گرانبهابه امام جمعه بخشید.
منبع:قاجاربه روایتی دیگر
نویسنده:فرشادابراهیمی