نوروز
از علامه جعفری می پرسند چی شد كه به این كمالات رسیدی ؟!
ایشان در جواب خاطره ای از دوران طلبگی تعریف میكنن و اظهار میكنند كه هر چه دارند از كراماتی ست كه بدنبال این امتحان الهی نصیبشان شده :
به گزارش مركز اطلاع رساني و روابط عمومي وزارت آموزش و پرورش، وحيد كيارشي ، معاون توسعه مديريت و پشتيباني بنا به دستور وزير آموزش و پرورش و طي بخشنامه شماره 6/274870/730 مورخ 23/12/91 ، كاهش 50درصدي هزينه هاي اسكان براي فرهنگيان رادر اماكن اقامتي آموزش و پرورش سراسر كشور صادر كرد.
براساس اين گزارش، تعرفه اسكان براساس اين بخشنامه براي 1 تا 5 نفر به ازاي هر شب براي كلاس هاي گروه ويژه، 18 هزار تومان ، گروه الف ، 14 هزار تومان ، گروه ب ، 10 هزار تومان ، گروه ج، 8 هزار تومان و برپايي چادر در محل هاي اسكان ، 4 هزار تومان بود كه با توجه به دستور دكتر حاجي بابايي ، اين تعرفه ها براي فرهنگيان 50درصد كاهش يافته است كه به ترتيب به 9 ، 7 ، 5 ، 4 و 2 هزار تومان براي فرهنگيان رسيده است.
لازم به توضيح است ، آن دسته از فرهنگيان عزيزي كه قبلا محل اسكان خود را برمبناي تعرفه هاي گذشته از طريق سامانه الكترونيك واريز كرده اند ، از طريق اداره رفاه و تعاون هر استان مبلغ مابه التفاوت به حساب آنان عودت داده مي شود.
براساس اين گزارش، تمامي فرهنگيان و ميهمانان آنان براساس تعرفه جديد از ارائه خدمات در اماكن اقامتي آموزش و پرورش سراسر كشور برخوردار خواهند بود.
میانگین سهم آموزش و پرورش کشورها از تولید ناخالص داخلی، کمی بالاتر از ۵ درصد است و جالب اینکه برخی کشورهای فقیر که اقتصاد کوچکی دارند، درصد بیشتری از تولید ناخالص داخلی خود را را صرف آموزش میکنند. به عنوان مثال کوبا در سال ۲۰۱۰، ۱۲ درصد از تولید ناخالص داخلی را به امر آموزش اختصاص داد. تولید ناخالص داخلی کوبا در سال ۲۰۱۰، ۵/۵۷ میلیارد دلار بوده و حدود ۷ میلیارد دلار از آن را به امر آموزش اختصاص داده که بسیار قابل تحسین است. از سوی دیگر مقایسه ایران با کشورهای توسعه یافته نشان میدهد که بودجه آموزش و پرورش ما بسیار نازل است. به عنوان نمونه کشور ژاپن در سال ۲۰۱۰، ۸/۳ (۳ ممیز ۸ دهم) از تولید ناخالص خود را صرف آموزش کرد. تولید ناخالص داخلی این غول آسیایی در این سال معادل ۸/۵ (۵ ممیز ۸ دهم) هزار میلیارد دلار بوده که ۸/۳درصد آن صرف آموزش شده است. با یک حساب ساده معلوم میشود که هزینه آموزش و پرورش ژاپن در سال ۲۰۱۰ حدود ۲۲۰ میلیارد دلار و هزینه آموزش و پرورش ایران در آن سال حدود ۱۰ میلیارد دلار بوده است. یعنی بودجه آموزشی ژاپن ۲۲ برابر ایران است. بودجه اندک آموزش و پرورش ایران، فقط کفاف این را میدهد که اتاقی را تبدیل به کلاس کنیم و ۳۰ -۴۰ دانش آموز را روی نیمکتهای چوبی بنشانیم و معلمی آموزش ندیده، بیانگیزه و فقیر را سرکلاس بفرستیم. در چنین شرایطی بیش از ۹۲ درصد بودجه جاری آموزش و پرورش صرف پرداخت حقوق و مزایای پرسنل و به زبان بودجه یی، اعتبارات فصل اول میشود و پول چندانی برای هزینه کردن در بخش سایر فصول و کیفیت بخشی باقی نمیماند. این یک تنگنای واقعی است.
http://www.tabnak.ir/fa/news/%D9%87
ستارخان نوشته بود:من هیچ وقت گریه نمیکنم چون اگه اشک میریختم آذربایجان
شکست میخورد و اگر آذربایجان شکست میخورد ایران زمین میخورد...اما تو
مشروطه دو بار اون هم تو یه روز اشك ريختم
.
حدود 9 ماه بود تحت
فشار بودیم..بدون غذا.. بدون لباس.. از قرار گاه اومدم بیرون...چشمم به یک
زن افتاد با یه بچه تو بغلش.. دیدم که بچه از بغل مادرش اومد پایین و چهار
دست پا رفت به طرف بوته علف...علف رو از ریشه درآورد و از شدت گرسنگی شروع
کرد خاک ریشه ها رو خوردن... با خودم گفتم آلان مادر اون بچه به من فحش
میده و میگه لعنت به ستارخان که مارو به این روز انداخته...
اما... مادر کودک اومد طرفش و بچش رو بغل کرد و گفت : عیبی نداره فرزندم...
خاک میخوریم اما خاک نمیدهیم...
اونجا بود که اشکم در اومد...
متن کامل درادامه مطلب