جریان راست و تعطیلی پنج شنبه ها !


  نوشته شده توسط سخن معلم

شیرزاد عبداللهی

 جریان راست افراطی از هر فرصتی برای زمین زدن دولت روحانی استفاده می کند. تحریک معلمان یکی از برنامه های آنها است. هفته گذشته فضاسازی رسانه های راست با حمایت صدا و سیما با این شوک روانی آغاز شد که وزیر آموزش و پرورش گفته: « تعطیلی پنجشنبه های مدارس لغو می شود». این یک خبر تحریف شده بود. مخلوطی از راست و دروغ . آنها با تکرار این خبر یک موج بزرگ تبلیغاتی در میان معلمان و دانش آموزان ایجاد کردند . این اتفاق نشان داد که معلمان در موضوعات صنفی به شدت تحت تاثیر اخبار بزرگنمایی شده و یا جعلی رسانه های جناح اصولگرا به خصوص سیما و از همه مهم تر برنامه 8 و 30 قرار دارند . نکته جالب این بود که رسانه های اصلاح طلب هم سوار بر این موج شدند و وزارت آموزش و پرورش هم غافلگیر شد . توضیحات سراسیمه و دیرهنگام مقامات آموزش و پرورش این موج را کمی تخفیف داد اما آثار آن را نتوانست پاک کند.

به گمانم این یک تست تبلیغاتی بود که با موفقیت اجرا شد. راست افراطی در آینده با استفاده از لغزش ها و اشتباهات مدیران آموزش و پرورش و نارضایتی عمومی فرهنگیان، امواج جدیدی ایجاد می کنند. هدف اصلی این شوک های تبلیغی ، کشاندن معلمان به خیابانها با شعارهای صنفی و تعطیل مدارس با استفاده از الگوی سالهای 80 و 82 است. اگر فضای سیاسی کمی بازتر شود، احتمالا رسانه های راست ، در اردیبهشت آینده موج جدیدی بر بستر مطالبات معیشتی معلمان راه می اندازند. اینکه این موج تا چه اندازه فراگیر و منشا اعتراض های عملی شود بستگی به هوشیاری مدیران آموزش و پرورش و معلمان دارد. ایجاد امواج رسانه ای برای درگیرکردن معلمان با دولت روحانی تا انتخابات مجلس ادامه می یابد. آموزش و پرورش باید کانال های رسانه ای قابل اعتمادی با بدنه ایجاد کند و گرنه در شرایط بحرانی هیچ تکذیبیه ای نمی تواند اعصاب برانگیخته معلمان را آرام کند.

دیدگاه های اصولگرایانه و حتی راست افراطی در آموزش و پرورش قوی و ریشه دار است. اغلب فرهنگیان به رسانه های اصلاح طلب دسترسی ندارند . با اینکه بیشتر معلمان رسانه هایی مانند صدا و سیما را قبول ندارند، اما تحت تاثیر شایعات و تبلیغات صدا و سیما به خصوص برنامه هایی مانند 8 و 30 قرار می گیرند. عده ای هم که ماهواره نگاه می کنند برداشتی متوهم و کج و کوله و گاه افراطی از اوضاع سیاسی به دست می آورند.نگاهی به بحث های سیاسی- اجتماعی معلمان در زنگ تفریح نشان می دهد که :

1- معلمان به طور کلی از اوضاع سیاسی و اقتصادی ناراضی اند، اما این نارضایتی مبهم و فاقد جهت مشخص است. 2- گرانی ، تورم ، فساد اقتصادی و دزدی های کلان ، فساد اخلاقی و افزایش حقوق و مزایای شغلی نقل مباحث معلمان است... متاسفانه تعداد معلمانی که به رسانه های مستقل و یا اصلاح طلب دسترسی دارند خیلی کم است و روزنامه خواندن فرهنگیان در حد نگاه کردن به تیترهای روزنامه ها است. در چنین شرایطی رسانه های اصولگرایان که بیشتر توی چشم و گوش معلمان هستند به راحتی می توانند افکار آنها را شکل دهند. به نظر من راست افراطی از همان الگوی دوره اصلاحات استفاده می کند تا با شعارهای اقتصادی و صنفی معلمان را در برابر دولت قرار دهد.

حسین مظفر وزیر آموزش و پرورش دولت اول اصلاحات بعد از حوادث دانشجویی 18 تیر راه خود را از اصلاح طلبان جدا کرد. او در زمستان سال 79 در مصاحبه ای به روزنامه جام جم گفت : «مجلس ششم قرار است حقوق همه کارمندان را اضافه کند اما حقوق معلمان را اضافه نکند». این خبر تیتر یک این روزنامه شد. صدا و سیما هم روی آن مانور داد و موضوع مخالفت مجلس ششم با افزایش حقوق معلمان به عنوان یک گزاره قطعی در ذهن بدنه فرهنگیان جاگرفت. یک سال بعد معلمان در تجمع اعتراضی مقابل مجلس تندترین شعارها را علیه نمایندگان اصلاح طلب سر دادند. اعتراضات سال 80 که شامل 11روز راهپیمایی خیابانی و تجمع بود البته چندان هم خودجوش نبود. دست مدیران امور تربیتی پشت این اعتراضات بود. . یک ماه بعد تجمعی آرام در حیاط تربیت معلم شهید باهنر برگزار شد که توسط اعضای تشکل "خانه معلمان" به رهبری رحمان شمس که از تشکل های افراطی منشعب از راست سنتی بود دچار اختلال شد .راهپیمایی عده ای از معلمان به سمت وزارتخانه و سردادن شعارهای تند سرآغاز حرکات خودجوش معلمان بود که تا 6 بهمن ادامه یافت. در این 11 روز، هزاران برگ اطلاعیه بی نام ونشان در مدارس تهران توزیع شد. به جز تشکل رحمان شمس هیچ تشکلی پشت این راه پیمایی ها نبود. در واقع این موج را افرادی بسیار موجه از درون هدایت و حمایت می کردند .

دانش آموزواقعی!!!!!





حرکت زیبای معلم مریوانی

‌معلم مریوانی به این می‌اندیشید که چگونه می‌تواند دل دانش‌آموزش را شاد کند؛ دانش‌آموزی که با سرطان دست‌و‌پنجه نرم می‌کند و شیمی‌درمانی مو‌هایش را به باد سپرده و به جای آن، ‌تمسخر هم‌کلاسی‌های‌ها را ‌تحفه آورده است!

برای شاد کردن دل یک کودک لازم نیست یک شهر را تعطیل کنیم باز باید اذعان کنیم که «محمد علی محمدیان» کاری کرده که مشابه ندارد؛ سرش را تراشیده و با سر تراشیده در کلاس درس حاضر شده تا دانش آموزانی که هم کلاسی‌شان را مسخره می‌کردند، سر به سر هم مدرسه‌شان می‌گذاشتند، بچه محلشان را با ریشخند بدرقه می‌کردند، دریابند که اشتباه می‌کرده‌اند.

حتما این معلم هرگز به این هم فکر نکرده بود که شاید کارش بازخورد پیدا کرده و نام و تصویرش در یک برنامه تلویزیونی، برنامه پایش منتشر شده و خلوت ناشناسش پر شود از شهرت قهرمانانه اما عملا در راهی گام گذاشت که خیلی‌هایمان می‌توانیم در آن ‌قدم بگذاریم اما نمی‌گذاریم؛ فکر منفی می‌کنیم، راهش را نیافته‌ایم، نگران تبعاتش هستیم و... .

البته این‌ها همه برای ما مطرح است، چراکه معلم مریوانی اگر می‌خواست لحظه‌ای به افکار منفی تن بدهد، دست کم سرش را نمی‌تراشید تا مجبور به پاسخ دادن به پرسش‌های بیشماری شود که دوست و آشنا مطرح می‌کنند و شاید به جای آن با دانش‌آموزان حرف می‌زد که مثلا سرطان چیست، چه کاری بد است، اخلاق مداری چیست و تا آخر مواردی از این دست که هرچقدر هم خوب بیان می‌شدند، احتمالا نه کودک بیمار را دلشاد می‌کرد و نه می‌توانست روحیه زندگی را به خانواده او و دیگر خانواده‌های درگیر با این رنج تزریق کند.

قطعا معلم مریوانی را باید معلمی نامید که می‌تواند به همه‌مان درس دهد؛ به مایی که‌گاه یادمان می‌رود انسانیت چه عیاری می‌تواند داشته باشد، یادمان می‌رود همه کارهای خوب با هزینه مالی شکل نمی‌گیرد، مایی که دنیایمان پر شده از دنیا و مایی که بی‌تفاوت ‌شده‌ایم به رنج دیگران؛ رنج بیماران، رنج سالمندان، از کار افتادگان، افراد بی‌سرپرست، کارتن‌خواب‌ها، کودکان کار و... . 

بدون شرح!


روزی که نام کشورمان «ایران» شد


در روز ۶ دی ۱۳۱۳ شمسی دولت ایران طی اعلامیه‌ای رسمی از کشورهای خارجی خواست در مکاتبات رسمی خود از واژه‌های پرشیا، پرس و پرسه به جای واژه ایران استفاده نکنند.

به گزارش تاریخ ایرانی، تا اوایل قرن بیستم، مردم جهان کشور ما را با عنوان رسمی پارس یا پرشین می‌شناختند اما در دوران سلطنت رضاشاه که بحث رجعت به ایران باستان و تاکید بر ایران پیش از اسلام قوت گرفته بود، حلقه‌ای از روشنفکران باستان‌گرا مانند سعید نفیسی، محمدعلی فروغی و سیدحسن تقی‌زاده در حکومت پهلوی اول با حمایت مستقیم رضاشاه گردهم آمدند که به این منظور اقداماتی را انجام دادند.

سعید نفیسی از مشاوران نزدیک رضاشاه به وی پیشنهاد کرد نام کشور رسما به «ایران» تغییر یابد. این پیشنهاد در دی‌ماه ۱۳۱۳ شمسی رنگ واقعیت به خود گرفت. این تصمیم بعد از ۷۶ سال هنوز هم محل مناقشه است. مخالفان این تغییر معتقدند که ایران نمی‌تواند آن بار معنایی، فرهنگی و تمدنی‌ای را که در اصطلاح «پرشیا» نهفته است و غیر ایرانیان از دیرباز با آن آشنایی دارند، منتقل کند.

گروهی معتقدند که رضاشاه فقط به دلیل سیاسی برای تثبیت حکومت اقتدارگرایانه خود چنین تصمیمی گرفته است. این دسته از تحلیلگران می‌گویند اصل اقدام را باید متوجه جمعی از نخبگان فرهنگی و سیاسی آن دوره از جمله افراد ذکرشده دانست که در اقتدار حکومت رضاخانی منافع خاص خود را نیز جستجو می‌کردند.

وی‌چت را بیشتر بشناسیم

وی‌چت را بیشتر بشناسیم

تلفن همراهی که دارای جی پی اس باشد بعد از ورود به مناطق حساس کشور توسط ماهواره‌های جاسوسی مارک دار شده و تلفن همراه آن شخص بعد از آن در تمام نقاط جهان مارک‌دار خواهد بود.

به گزارش سرویس وبلاگستان مشرق، سید مهدی پیشنمازی در وبلاگ نکته‌های جامانده نوشت: کمتر کسی را می شود سراغ داشت که از گوشی های آندروید استفاده کند اما با وی چت آشنایی نداشته باشد .
بعضی از آنهایی که فیس بوک دارند می گویند از وقتی که وی چت را نصب کردیم خیلی کمتر به فیس بوک سر می زنیم !
شاید شما از این نرم افزار استفاده کنید
و شاید فرزند شما استفاده می کند و یا قرار است که استفاده کند.
در هر صورت شناخت از نکات مثبت و منفی این نرم افزار و نرم افزارهای مشابه ارتباطات اجتماعی برای یک خانواده ها (چه همسران و چه فرزندان) و هدایت آنها در مسیر درست لازم می باشد.

شما کنترل می شوید

یکی از اصلی ترین قسمتهای موجود در این نرم افزار قابلیت جستجوی مکانیست .
قطعه ای به نام جی پی اس در تلفن همراه شما وجود که با ماهواره در ارتباط است.
و موقعیت مکانی شما را در هر لحظه با ماهواره در میان می گذارد.
و نشانه آن این است که وقتی شما در ویچت جستجوی افراد را می زنید می توانید افراد تا شعاع چند کیلومتری خود را جستجو کنید و فاصله حدودی آنها از خودتان را ببینید و خیلی قبل تر کسانی که در تلفن های همراه خود گوگل مپ را داشتند می توانستند با ورود به بخش لتیتوت مکان جغرافیایی خود را برای دوستان خود به نمایش بگذارند و و مکان دوستان خود را هم در نقشه تلفن همراه خود ببینند.
یکی از دوستان برای یک کار تبلیغی وارد نیروگاه نطنز شده بود.

سال بعد عازم کربلا شده بود .

قبل از آن از یک نهاد امنیتی با وی تماسی گرفتند که تلفن همراهتان را همراه خود نبرید چون تلفن شما مارک دار شده است و شما به عنوان دانشمند هسته ای ایران ممکن است ترور شوید.
 

 

به این ترتیب که تلفن همراهی که دارای جی پی اس باشد بعد از ورود به مناطق حساس کشور توسط ماهواره های جاسوسی مارک دار شده و (تلفن همراه) آن شخص بعد از آن در تمام نقاط جهان مارک دار خواهد بود.


اطلاعات شما دیگر خصوصی نیست

نام و نام خانوادگی

تصویر

ایمیل
شماره تلفن
مکان دقیق
لیست مخاطبین
تلفن های کاری
مکالمات صوتی
مکالمات متنی
مجموعه فایل هایی که تبادل می کنید
ارتباط شما با ارگانهای مختلف
اینها نمونه هایی از اطلاعاتیست که ویچت و نرم افزارهای مشابه آن می تواند به آن دسترسی پیدا کند .
از یک مسئول شنیدم که از قول وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات دوره قبل نقل می کرد که اثر انگشت شما هم ثبت می شود.


شما می توانید حرفی برای گفتن داشته باشید

یکی از چیزهایی که ویچت را از نرم افزارهای مشابه خود جدا می کند قابلیت نوشتن مطلب است .

نمونه ای که شاید در وبلاگها بیشتر به چشم بخورد با این فرق که معمولاً کوتاه تر و مختصر و مفیدتر است. روالی که البته در فیس بوک هم رواج دارد.

که قابلیت لایک شدن و گذاشتن نظر و تنظیم نوع مشاهده برای دیگران در آن قرار داده شده است .
با وجود این خاصیت در ویچت شما می توانید:

یاد بگیرید

یاد بدهید

و با خصوصیات فکری دوستان خود بیشتر آشنا شوید

وقت شما به راحتی تلف می شود

در حین درس خواندن، دیدو بازدید، صحبت با دیگران، تنهایی و ... وقت شما در ویچت به سرعت می گذرد چون شما در حال خواندن هستید، در حال نظر دادن، جستجوی دیگران، تکان دادن گوشی خود، صحبت با دیگران، گروه های مختلف و...

و اگر زمان خود را مدیریت نکنید شما را از خیلی از کارها عقب می اندازد.
 

آزادی آزار دهنده
اگر تصویری برای خود انتخاب می کنید و یا در آلبوم خود قرار می دهید بدانید که خیلی ها هر چند غیر اخلاقی اما خود را آزاد می دانند که آن را ذخیره کرده و در جاها یا پروفایلهای دیگر استفاده کند پس تصاویر خود را برای هر کسی به نمایش نگذارید.
توهین و تمسخر افراد و شخصیت ها آزاد است، فقط برای اینکه شاید جالب باشد!و نمونه هایی از این دست ...

ارتباط نزدیک تر با دوستان

کاربران این نرم افزار معتقدند که این نرم افزار ارتباط دوستان قدیمی و حتی جدید آنها را نزدیک و نزدیکتر می کند . ارتباطی که می تواند با ارسال لحظه ای عکس و متن و تصویر و صوت صمیمانه تر شود.

 

ارتباطات نامتعارف و خطرساز

همانطور که می دانید در این فضا ارتباط آزاد است ! ارتباط بین دو جنس مخالف!

البته این چیز جدیدی در فضای نت نیست . اینکه این ارتباط در همه جا می تواند استمرار داشته باشد.

درون خودرو، قطار، پیاده روی، استراحت، اوقات تنهایی، مهمانی و ... تقریباً همه جا

ارتباط زن متاهل با مرد مجرد

مرد متاهل با دختر مجرد

دختر و پسر مجرد

و زن و مرد متاهل

ارتباطی که می تواند به صورت ویدئویی آفلاین و آنلاین، به صورت صوتی آفلاین و آنلاین، ارسال تصاویر، متن و ... باشد .

پیامدهای این نوع ارتباطات نیاز به تشریح ندارد .

شما تصور کنید که در همه جا و همه حالت، هر مدل ارتباطی قابل انجام است .

فقط کافیست که این مدل نرم افزار ارتباط جمعی در تلفن همراه شما نصب باشد.

و اگر شما در خانه کسی را دارید که با این نرم افزار کار می کند بدانید که ممکن است یک یا چند مهمان ناخوانده در خانه داشته باشید .

مگر اینکه اطلاع و آگاهی کامل از نکات امنیتی این نرم افزار را در حد یک کاربر معمولی داشته باشید.

وی چت بد نیست، یک جامعه است
جامعه مجازی
و جامعه مجازی دارای شباهت هاییست با جامعه حقیقی
همان محافظت از نفس، محافظت از چشم و دل
یاد گرفتن و یاد دادن و مفید بودن
فکر کردن!
پیش بینی درست ارتباطات
و آنچه مهم است، در این دنیای حقیقی و مجازی آگاهی و شناخت نسبت به مسیرها است .
اینکه بدانید هر مسیری ارزش قدم برداشتن ندارد و شاید برگشتن در مسیر درست بسیار سخت تر از حد تصور ما باشد.

نزاع در دبستان دانش آموز تهرانی را به کما برد/ چاقوکشی دو دانش آموز جلوی چشم همکلاسی ها

نزاع در دبستان دانش آموز تهرانی را به کما برد/ چاقوکشی دو دانش آموز جلوی چشم همکلاسی ها
نزاع در یک دبستان پسرانه در جنوب شهر تهران، باعث به کما رفتن یک دانش آموز بر اثر اصابت ضربه چاقو شد.

به گزارش خبرنگار گروه آموزش خبرگزاری دانا (دانا خبر)، گویا قطار حوادث تلخ در آموزش و پرورش ایران، قابل ایستادن نیست. از حادثه حریق وسایل گرمایشی در زمستان و تصادف دانش آموزان راهی اردو تا خودکشی یک نوجوان به دلیل همراه داشتن تلفن همراه و اخراج از مدرسه.

متاسفانه باخبر شدیم، چند روز قبل، در یکی از مدارس منطقه شانزده آموزش و پرورش تهران نیز، این بار حادثه ای بسیار تلخ رخ داده است. ماجرا از این قرار است که در حیاط این دبستان پسرانه، نزاعی میان دو دانش آموز در می گیرد که متاسفانه در این حادثه، یکی از پسران، که دانش آموز سال ششم مدرسه است، از ناحیه پهلو حادثه دیده و به کما فرو می رود.

بعد از درگیری میان دو دانش آموز، در حیاط مدرسه و جلو چشم تعدادی از دانش آموزان، دانش آموز کلاس چهارم، دانش آموز مصدوم را با ضربه چاقو مورد اصابت قرار داده است. این دانش آموز بر اثر اصابت ضربه چاقو به کما رفته و هنوز مشخص نیست بتواند دوباره به این دنیا بازگردد.

از سوی دیگر، گفته می شود، دانش آموز ضارب، به قید وثیقه آزاد است و مراجع قضایی درحال پیگیری قانونی این جرم بزرگ هستند.

دو سوی این نزاع کودکانه را که به کنار بگذاریم، تراژیک ترین بعد این حادثه، رخ دادن آن در جلو چشم ده ها دانش آموزی است که هر روز برای تعلیم و تربیت به مدرسه می رود. بهت و نگرانی والدینی که نمی دانند فرزندانشان را چطور از این صحنه جرم که هر روز ناچارند در آن حضور یابند دور کنند و نیز وحشت دانش آموزان از حضور در این مدرسه مسایلی است که نیاز به حضور و پیگیری جدی این حادثه در آموزش و پرورش دارد.

در شرایطی که افزایش خشونت در مدارس دنیا، با شدت و دقت از سوی رسانه ها و مسوولان کشورها پیگیری شده و حتی در مواردی مثل حادثه شلیک گلوله در مدرسه سندی هوک، در کشور امریکا، منجر به بازنگری در قوانین می شود، شایسته است، مسوولان آموزش و پرورش نیز حساسیت خود را نسبت به این پدیده نامیمون بیشتر کنند.