اعلام قیمت کتب درسی تمام پایه‌ها/از 45 هزار تا 104 هزار ریال +جدول

 

پایه تحصیلی بهای هر دوره
ابتدایی اول ابتدایی 45000 چهل و پنج هزار ریال
دوم ابتدایی 45000 چهل و پنج هزار ریال
سوم ابتدایی 63000 شصت و سه هزار ریال
چهارم ابتدایی 59000 پنجاه و نه هزار ریال
پنجم ابتدایی 62000 شصت و دو هزار ریال
ششم ابتدایی 67000 شصت و هفت هزار ریال
راهنمایی دوم راهنمایی 74000 هفتاد و چهار هزار ریال
سوم راهنمایی 81000 هشتاد و یک هزار ریال
متوسطه اول متوسطه 74000 هفتاد و چهار هزار ریال
دوم متوسطه رشته تجربی 97000 نود و هفت هزار ریال
دوم متوسطه رشته ریاضی 95000 نود و پنج هزار ریال
دوم متوسطه رشته انسانی 104500 صد و چهار هزار و پانصد ریال
سوم متوسطه رشته تجربی 85000 هشتاد و پنج هزار ریال
سوم متوسطه رشته ریاضی 103000 صد و سه هزار ریال
سوم متوسطه رشته انسانی 96000 نود و شش هزار ریال
پیش‌دانشگاهی پیش‌دانشگاهی رشته تجربی 61000 شصت و یک هزار ریال
پیش‌دانشگاهی رشته ریاضی 61000 شصت و یک هزار ریال
پیش‌دانشگاهی رشته انسانی 61000 شصت و یک هزار ریال

 

تاریخچه عمامه

عمامه Ammame در فارسی مشهور به Emame انگلیسی turban، پوششی برای سر مردان، از پارچه نازک است که دور سر پیچیده می شود و معمولاً این پارچه را بر روی عرقچین و در قدیم بر روی نوعی شبکلاه می پیچیده‌اند. در لغت نامه دهخدا آمده است: "عمامه دارای رنگهای مختلفی است، از قبیل سیاه و سفید و سبز و شیرشکری و غیره که هر کدام اختصاص به طبقه ای معین دارد. و معمولاً در زبان فارسی «عمامه » را بر دستار روحانیون اطلاق کنند. و بستن آن نیز بطور صحیح، فنی بود و اشخاصی بودند که حرفه ٔ آنها عمامه پیچی بود و از این راه ارتزاق میکردند."

 

گفته شده عمامه از خصایص اعراب بوده است و بدان افتخار می کردند چندان که عنوان تاج اعراب یافته است. پس از ظهور اسلام، در سراسر کشورهای اسلامی رواج یافت و در آغاز اهل فضل و علمای دین و اندک اندک دیگر طبقات جامعه آن را پذیرفتند ولی در اسپانیای دوره اسلامی چندان رواجی نگرفت و کمتر مورد استفاده بود و سپاهیان در این سرزمین عمامه را نپذیرفتند اما در دیگر بلاد اسلامی به حدی اهمیت پیدا کرد که به عنوان نمادی از شخصیت و فضل افراد به شمار می رفت.

در دوره خلفا، سپاهیان عمامه سیاه بر سر می گذاشتند و بعضی از بزرگ زادگان عمامه زرد. عمامه سبز که نشان سادات و علویان شده است از قرن هشتم هجری قمری بیشتر رشد کرده است و در ایران تا همین امروز عمامه سیاه و سبز مخصوص سادات است و عمامه سفید یا رنگهای زرد کمرنگ (شیر شکری) از آن دیگر مردم.

عمامه‌ای که حضرت رسول اکرم (ص) بر سر می گذاشت، سحاب (ابر) نام داشت و آن را بر طبق بعضی روایات به حضرت علی (ع) بخشید و درباره شکل و رنگ آن اختلاف وجود دارد.

همچنین برای مسلمانانی که در طبقات مختلف اجتماعی و مشاغل گوناگون بودند، ‌به تدریج نوع و رنگ و شکل عمامه‌ها ضابطه‌ای خاص پیدا کرد. در دوره خلفا، ‌هنگامی که کسی به وزارت می رسید، ‌با تشریفات خاصی عمامه بر سر او می نهادند و عمامه یکی از هدایا و خلعت های مهمی بود که از طرف خلیفه به افراد داده می شد.

با تحولاتی که در وضع اجتماعی و نوع جامه‌های ملل اسلامی در قرون اخیر روی داد،‌ عمامه عمومیت خود را از دست داد و به تدریج از میزان استفاده از آن کاسته شد. در ترکیه، سنت عمامه گذاری که در دوره سلاطین عثمانی با دقت تمام رعایت می شد در اواسط قرن نوزدهم از میان رفت و طربوش جای آنرا گرفت. همچنین در ایران کلاه با شکل های مختلف بجای عمامه مورد استفاده قرار گرفت و بر سر تعویض عمامه و کلاه مناقشاتی میان طرفداران و مخالفان عمامه و کلاه روی داد.

امروزه عمامه در دایره‌ی محدودی مورد استفاده قرار می گیرد که مخصوص محصلین علوم دینی است و عنوان ارباب عمائم بر علمای دین اطلاق می شود اما هنوز بعضی از روستاییان ایرانی نوعی عمامه بر سر می نهند که در خراسان آن را شال می خوانند. اما در مورد اینکه چرا عمامه سادات سیاه است و عمامه عموم سفید است با توجه به مطالبی که عرض شد و روایاتی که در ذیل نقل می شود به این نتیجه می رسیم که این رسم از زمان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و ائمه اطهار علیهم السلام به جای مانده است، بعضی از روایات اینچنین است: امام صادق علیه السلام فرمود، آن روز که پیامبر مکه را فتح کرد و به مسجد الحرام داخل شد عمامه سیاه بر سر داشت . (2 (

عبد الله بن سلیمان از پدرش نقل می کند : امام زین العابدین علیه السلام در حالیکه عمامه سیاه بر سر داشت وارد مسجد شد. (3) بر اساس اینگونه روایات سادات عمامه سیاه بر سر می گذارند و این سنت رسول خدا و امامان است. (4)

اهمیت و ارزش عمامه

دکتر محمود فاضل، محقق در مقاله ای می نویسد: عمامه بستن یکی از آداب و رسوم دیرینه اعراب بوده و با ظهور اسلام و سنت قرار گرفتن آن، بر اهمیت و ارزش آن افزوده شد تا آنجا که جامعة عرب مسلمان، دور کردن عمامه را از خود به هیچ وجه روا نمی دانست و چون می دیدند کسی بدون عمامه است، می گفتند که او از مره بدور است و نسبت به آداب و رسوم ملی بی اعتنا. سربرهنه بودن و نداشتن عمامه را جز در مناسک حج روا نمی داشتند. معتقد بودند که در برابر خدا به عنوان تذلل باید سربرهنه بود و چون می خواستند مجرمی را کیفر کنند، عمامه از سرش بر می داشتند و در مجالس سوگواری خلفا برای ابراز تأسف بیشتر نیز عمامه از سر می افکندند.

رنگ های عمامه

این محقق ادامه می دهد: معمولا اعراب، عمامه به رنگ های مختلف برسر می نهادند. پیامبر اسلام (ص) نیز از رنگهای مختلفی عمامه برسر می گذاشتند؛ از جمله سحاب ( ابر ) که عمامه ای بود سفید رنگ و بدین نام موسوم گردیده بود، دیگر حرقانیه که متمایل به سیاهی بود. سوم قطریه؛ عمامه ای بود که از قطر می آورده اند و از پارچه های زیبا و معروف آنجا بوده یا نوعی از بردیمانی است که تقریبا قرمز رنگ بوده و بالاخره آن حضرت گاه گاهی هم عمامه زرد رنگ می پوشیده است.

سایر اعراب نیز عمامه به رنگ های مختلف برسر می گذاشتند، مثلا نوعی پارچة زرد رنگ بوده که از هرات می آورده اند و به صاحب چنین عمامه ای می گفتند: «هری عمامه». شعبی عمامه قرمز برسر می نهاده. جنگجویان چون عمامه سفید برسر می گذاشتند علامت قرمزی بر بالای آن قرارمی دادند، چنانچه آمده است که حمزه – سیدالشهداء – در جنگ بدر پری از کبوتر قرمز بر فراز عمامة خود نهاده بود.

پوشیدن عمامه سیاه میان اعراب مرسوم بوده و رسول خدا (ص) روزی با عمامة سیاه خطبه خواند و در فتح مکه هم عمامه سیاه برسر گذاشته بود و حضرت علی بن ابیطالب و عبد الرحمن ابن عوف و سعید بن مسیب و عمر و معاویه و ابوموسی اشعری و محمد بن حنیفه و... عمامه شان سیاه بود، گذشته ازین در دوران عباسیان جامة سیاه شعارشان بوده و عموم مسلمانان ناگزیر بودند که این چنین باشند.

چنان که نقل شده در تاریخ نام عده ای از بزرگان صدر اسلام بچشم می خورد که عمامه هایشان سفید بوده از جمله حضرت علی بن الحسین (ع)، سالم بن عبدالله ، سعید بن جبیر ، خارجه بن زید .

در زمان حضرت رضا علیه السلام شعار علویان جامة سبز بود و درین روزگار پوشیدن عمامة سبز شایع شد. (5)

ضرورت عمامه گذاشتن برای طلبه و مبلغ دین اسلام به روایت سایت حوزه علمیه بناب

1. پیامبر اکرم (ص) و ائمه معصومین (ع) به این لباس ملبس بوده اند. کسانی که رسالت عملی شان تبلیغ دین بوده، در این لباس بوده اند. علامه عسکری در جریان غدیر نقل می کند: هنگامی که رسول‌خدا (ص) حضرت امیرالمومنین (ع) را در روز غدیر به منصب امارت مؤمنان برگزید و به طور رسمی حضرتش را از طرف خداوند به عنوان وصی خود معرفی نمود، عمامه‌ای مشکی را که نه پیچ داشت، بر سر مبارک حضرت نهاد. ظاهرا پیامبر عمامهٔ خودش را بر سرحضرت علی (ع) گذاشته بود. این مطلب، رمزی در مورد عمامه است پس بنابراین طلاب ـ که به عنوان ادامه دهندگان راه انبیا و ائمه (ع) هستند ـ بسی مناسب است به لباس پیشوایان معصومشان ملبس شوند.

2ـ آن گونه که تاریخ نشان می دهد، از زمان غیبت امام عصر (ع) تاکنون احیای شریعت و تجدید ارزش ها و فرهنگ اصیل قرآن و عترت، به وسیلهٔ قلم و بیان عالمان دینی و از آن بالاتر با نفس مبارک ایشان بوده است. ترویج قرآن، احادیث معصومین، فقه اصیل، کلام، عرفان، فلسفه و اخلاق نوعا به دست روحانیت معزز و معظم ترویج یافته است. سنگر نشینان این سنگر محکم و دیده بانان دژهای اسلامی، عمامه به سرها بوده اند.

3ـ هر قشر و صنفی برای خودش لباس ویژه ای دارد: نیروهای نظامی و انتظامی در سراسر دنیا، قضات و اساتید دانشگاه ها (که غالبا این دو صنف اخیر در دیگر ممالک لباس ویژه ای دارند) ورزشکاران، رهبران مذهبی و… همه لباس های آرم داری بر تن دارند. حال که مساله تبلیغ یکی از مهمترین مسایل و شغل انبیای الهی است، باید دست‌اندرکاران آن برای خود، لباس خاصی داشته باشند. اگر بنا بر این است که مبلغین دین اسلام لباس خاصی انتخاب کنند، آیا لباس اساتید دانشگاه یا پاپ ها و اسقف ها در خور آنان است ؟ یا مثلا فرم و لباس نیروهای انتظامی و … ؟ یا لباس کسانی که مقدس ترین و بهترین مخلوقات هستند که همان لباس انبیاست؟

4ـ با قطع نظر از ویژگی های قبلی، لباس روحانی لباسی متین و با وقار است که کمال ادب ظاهری انسان به وسیلهٔ آن حفظ می شود.

5ـ طلبه‌ای که با نیتی مقدس این لباس را می‌پوشد، یک روحیهٔ معنوی در او به وجود می آید و این مطلب را به او تلقین می کند که: «من طلبه هستم، من در جای امام صادق (ع) نشسته ام، من سرباز آقا امام زمان (عج) هستم» اما وقتی خدای ناکرده این لباس را در می آورد، یا هنوز به آن ملبس نشده است، این روحیه ممکن است کمتر در او وجود داشته باشد. این لباس نه تنها معنویت‌آور است؛ بلکه [چه بسا] باعث می شود برخی از لغزش های اجتماعی و خلاف عرف ها از طلبه سر نزند. البته این حرف بدان معنا نیست که هر کس عمامه ای داشته باشد، معصوم گونه خواهد بود! ما هیچ وقت مدعی نیستیم که عمامه عصمت می آورد. بالاتر از عمامه، امام زاده بودن هم عصمت نمی آورد، چه رسد به عمامه! عمامه از جمله عوامل اصلاح و از اهرم های تهذیب است.

6. علاوه بر این ها در روایت شریفه به عمامه «تِیجَانُ الْمَلَائِکَه (6) » اطلاق شده است . به کلاه لبه‌دار ، کلاه پهلوی یا به کلاه های دیگر ،« تیجان الملائکه » گفته نشده است .

7. در نماز امر شده که با « عمامه » نماز بخوانید و تحت‌الحنک آن را باز کرده و از زیر چانه عبورش دهید . همهٔ اینها اهمیت عمامه را می رساند . پس بهتر است و تا حدی ضرورت دارد که طلبه معمم شود؛ خصوصا که مردم وقتی این لباس را می بینند، به یاد امامان معصوم (ع) و به یاد امام‌زمان (عج) می افتند. (7)

رضا تاران، وبلاگ نویس روحانی در وبلاگ نامه های حوزوی می نویسد: عمامه یک پارچه به طور سنتی از جنس پارچه وال است به دو رنگ سفید یا سیاه و به طول ۶ تا ۱۱ متر است که تا می خورد و پچیده می‌شود و هرچه طول پارچه بیشتر باشد عمامه بزرگتر می شود.

بستن عمامه برای بعضی کار سختی است و طلبه هایی که هنوز بستن عمامه را خوب یاد نگرفته اند از دوستان خود می خواهند تا برای سفرهای تبلیغی شان برایشان عمامه بپیچند. معمولاً برای این سفرها دو عمامه آماده با خود می برند تا اگر یکی از عمامه‌ها اتفاقی باز یا خراب شد از عمامه دیگر استفاده کنند. طلبه‌های جوان تر معمولاً عمامه کوچکتر و ساده تری می بندند. در اسلام بستن عمامه مستحباتی هم دارد.

عمامه سفیدرنگ در بین مردان مسلمان نشانه آن است که فرد دانشمند یا شیخی است که جزو سادات نیست اما عمامه سیاه رنگ نشانهٔ سید بودن شخص است.این ترکیب و تقسیم بندی فقط در بین شیعیان رایج است.

مراسم عمامه گذاری

طلبه ها بعد از پنج سال تحصیل در حوزه و کسب صلاحیت اخلاقی از معاونت تهذیب حوزه و توان باسخگویی نسبی به سوالات مردم می توانند ملبس به لباس روحانیت شوند. معمولا در اعیاد اسلامی در حوزه های علمیه مراسم جشنی برگزار می شود که طلاب توسط مراجع و علما عمامه بر سر می گذارند در قم این کار توسط مراجع عظام برگزار می شود و در شهرستان ها ائمه جمعه و علمای بزرگ شهر این کار را انجام می دهند. (8)

متن از این منابع اخذ شده است: :

  • 1- دائره المعارف اسلامی، غلامحسین مصاحب؛ اطلاعات عمومی گنجینه، فریدون سنجری، انتشارات گنجینه، ۱۳۷۰،‌صفحه ۱۱۲۳
  • 2- وسائل الشیعه ج 3 ص 379 ح 10 باب 30
  • 3- همان ص 378 ح 9
  • 4- سایت پرسشکده به آدرس http://www.porseshkadeh.com/Question/37128.aspx
  • 5- http://www.ichodoc.ir/p-a/CHANGED/157/HTML/157_8.htm
  • 6- الکافی ج : 6 ، ص : 461 : « عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ : عَمَّمَ رَسُولُ اللَّهِ ص عَلِیّاً ع بِیَدِهِ فَسَدَلَهَا مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ قَصَّرَهَا مِنْ خَلْفِهِ قَدْرَ أَرْبَعِ أَصَابِعَ ثُمَّ قَالَ أَدْبِرْ فَأَدْبَرَ ثُمَّ قَالَ أَقْبِلْ فَأَقْبَلَ ثُمَّ قَالَ هَکَذَا تِیجَانُ الْمَلَائِکَةِ »
  • 7- سایت حوزه بناب به آدرس http://www.hawzahbonab.com/modules.php?name=Content3&pa=PrintPage&pid=28
  • 8- وبلاگ نامه های حوزوی به آدرس http://rezataran.blogfa.com/

منبع:  شفقنا

زیباترین چشمه بدون آب دنیا +تصاویر (گل فشان ها)

اين گل‌فشان ها در 95 كيلومتري غرب بندر كنارك و در دشت كهير نرسيده به روستاي تنگ در زميني مسطح واقع شده و داراي سه تپه كوچك گل‌فشان است كه يكي از آنها شبيه آتشفشان و در حال حاضر فعال است و بقيه آنها نيز از چند سال قبل به صورت غيرفعال درآمده‌اند.

به گزارش باشگاه خبرنگاران، در بلنداي اين تپه‌ها، دهانه‌هايي به قطر چند سانتي متر وجود دارد و از دهانه گل‌فشان كه در حال حاضر فعال است، به طور متناوب گل خاكستري رنگ خارج شده و به سوي دامنه‌ها سرازير مي‌شود. دوره تناوب اين پديده نادر و زيبا ده تا پانزده دقيقه است كه اين عمل با لرزش خاك همراه است و گاهي به هنگام خروج گل، صدايي همانند شليك تفنگ از آن به گوش مي‌رسد.
 
کوه گل افشان بندر تنگ با ارتفاع تقريبي 100 متر و قطر قاعده کمي بيش از 100 متر در فاصله حدود 100 کيلومتري شهرستان چابهار قرار دارد. اطراف اين کوه را بياباني وسيع فرا گرفته که ظاهرا اين بيابان نيز همچون خود کوه ماحصل اتفاقاتي درون زمين است. اطراف کوه به فاصله حدود 200 متر از کوه، چاله اي به عمق حدود 2 متر ايجاد شده که براي رسيدن به کوه بايد وارد اين چاله شد.بالا رفتن از کوه اگر فصل بارندگي نباشد؛ تقريبا راحت است. در بالاترين نقطه کوه چاله اي به قطر کمتر از يک متر و به عمق حدود نيم متر وجود دارد که با گل پوشيده شده است. در فواصل زماني حدود يک دقيقه، مقداري گل با صداي خاصي شبيه به ترکيدن يک حباب، از چاله خارج و به اطراف پراکنده مي شود.

احتمالا تمام اين کوه در طول ساليان دراز بر اثر فعاليت اين چشمه ايجاد شده باشد. در کنار اين کوه، دو کوه کم ارتفاع ديگر وجود دارد که به نظر مي رسد زماني آنها نيز گل افشان بوده اند.

گل‌فشان‌هاي ايران بيشتر در جلگه‌ ساحلي درياي عمان بخصوص بلوچستان جنوبي تمركز دارند و بيشتر آنها در حال حاضر فعالند، اما فعاليت آنها در فصول مختلف از سالي به سال ديگر تغيير پيدا مي‌كند.

اين پديده بطور عمده در فصول پرباران از جاذبه‌هاي نادر و ديدني استان به شمار مي‌رود. گل‌فشان‌ها در ميان بوميان ساكن استان سيستان و بلوچستان و هرمزگان به صورتهاي مختلفي تلفظ مي‌شود. مردم منطقه گواتر، جلگه دشتياري و شرق بلوچستان گل‌فشان را به لهجه محلي بوتن واهالي چابهار، كهير و زرآباد آن را گل پاشان و ناپك به معناي ناف زمين يا ناف دريا مي نامند و در بين ساكنان شرق استان هرمزگان نيز به آب باد معروف است.

گل‌فشان از جمله پديده‌هاي جالب توجه در منطقه ساحلي خزر و درياي عمان هستند. هر چند در نقاط ديگر دنيا نيز وجود دارد اما همبستگي اين عارضه زمين شناسي با منابع نفت و گاز آن را به پديده‌اي جذاب در اين دو حوضه تبديل كرده است.

در كل تعداد گل‌فشان‌هاي زمين بيش از 800 عدد نيست كه بيش از نيمي از آنها در اطراف اين دو دريا قرار گرفته، بويژه تعدادي از آن در حوزه خزر در منطقه جمهوري آذربايجان واقع شده است.

كارشناسان زمين شناسي و گردشگري بر اين باورند كه در مورد گل‌فشان‌هاي شمال و جنوب كشور تاكنون مطالعات سيستماتيك و ارزنده‌اي انجام نشده و از آنجايي كه اين پديده از ارزش اقتصادي و گردشگري بسيار خوبي برخوردار است، پيشنهاد مي‌كنند تا اين طرح به عنوان يكي از جدي‌ترين طرح ها و برنامه‌هاي مطالعات زمين شناسي دريايي همگام با گشايش انستيتوي زمين شناسي دريايي در ايران مورد توجه قرار گيرد.

داريوش هوشمند يكي از كارشناسان زمين شناسي استان سيستان و بلوچستان ايجاد زمينه‌هاي رفاهي و امكانات اقامتي را از مهمترين مسائل در شناساندن اين پديده مي‌داند و يادآور مي‌شود: هنوز بر روي جنبه‌اي گردشگري منطقه از ديدگاه زمين شناسي كار چنداني صورت نگرفته است و بديهي است كه استفاده كاربردي از منابع گل‌فشان به عنوان سرمايه ملي به نفع ملت و كشور خواهد بود. هفت گل‌فشان در منطقه چابهار وجود دارد كه بزرگترين آنها در جاده كهير به تنگ واقع است،

فرمانداري اين شهر براي شناساندن هرچه بهتر اين پديده زيبا به مردم كشورمان و جذب دوستداران طبيعت و گردشگراني كه به اين منطقه سفر مي‌كنند، به احداث جاده آسفالته، توقفگاه داراي سايه‌بان با سرويس‌هاي بهداشتي، همچنين مخازن آب آشاميدني و فروشگاه براي ارائه مواد غذايي اقدام كرده است.


منطقه آزاد چابهار نيز با برگزاري تورهاي مختلف، شناساندن گل‌فشان نادر اين منطقه را در دستور كار خود قرار داده است.
 
ویژگی گل فشان

نكته حايز اهميت در خصوص گل‌فشان هاي منطقه بلوچستان اين است كه با وجود ويژگي‌هاي منحصر به فرد و بكري كه اين پديده خدادادي دارد و نسبت به بسياري از نمونه‌ هاي مشابه خود در كشورهاي آمريكاي مركزي داراي ويژگي‌هاي بهتري است متأسفانه بهره‌برداري لازم و بهينه از آن نشده است و انتظار مي‌رود با توجه به مسئولان محلي و كشوري، اتخاذ تدابير و ايجاد تسهيلات لازم در اين زمينه، بتوان به نحوي شايسته اين پديده‌هاي جذاب را به عنوان جاذبه‌هاي بكر گردشگري منطقه بلوچستان به هموطنان و جهانيان معرفي كرد.

نحوه تشکیل گل فشان ها


نحوه تشکیل گل فشانها بیشتر به منشا و نوع آنها بستگی دارد. اصولا دو نوع گل فشان در دنیا وجود دارد.

یکی گل فشان های سرد که منشا تکتونیکی دارند و دیگری گل فشان های گرم که از عوارض بعدی آتش فشانها محسوب میشوند. به طور کلی میتوان گفت که نحوه تشکیل گل فشان بیشتر با نوع و منشا فشاری که به آن وارد میشود تا گل از درون زمین خارج شود، مرتبط است.

عده ای همیشه به دنبال پیدا کردن این پاسخ بوده اند که چه عاملی باعث میشود که آب و گل از اعماق به سطح زمین فوران کند.

نظرات و عقاید گوناگونی تاکنون در ابن زمینه ارائه شده است که به شرح ذیل میباشند. برخی از دانشمندان معتقدند که گاهی اوقات لایه های ضخیم رس به قدری سریع رسوبگذاری میشوند که آب موجود در آنها فرصت خروج پیدا نمیکند و به همین علت حالت سیال پیدا نموده و بواسطه داشتن آب فراوان، نیروهای تکتونیکی بعدا رسها را تحت فشار قرار داده و آنها را به همراه گاز به سمت بالا می آورند.

عده ای دیگر از پِژوهشگران معتقدند که فعالیت های زمین لرزه ای، عامل اصلی خروج آب و گل است. تعدادی هم فشار مخازن نفت و گاز درون زمین را عامل اصلی فشار و بالا راندن آب و گل میدانند. در هر حال تمام محققان بر این اعتقادند که فشار عامل اصلی تشکیل هر نوع گل فشان اعم از گل فشان سرد یا گرم میباشد.

اهالی محل در مورد اين پديده چندين باور را مطرح می كنند وبر اساس اعتقادات خود نامهايی را نيز برای گل فشان به كار می برند. به نظر آنها گل فشان پديده ای طبيعی است كه با دريا در ارتباط بوده و به هنگام بالا آمدن آب دريا (مد) به ويژه در فصل تابستان، فعاليت آن به حداكثر می رسد،از اين رو به آن ناف زمين يا ناف دريا نيز می گويند.

عده ای بر اين باورند كه فعاليت اين پديده به كشش و جاذبه اجرام سماوی به خصوص ماه وابسته است.بر اين اساس معتقدند كه فعاليت آن در ا بتدای ماه و نيمه ماه قمری (ماه نو، بدر)بيشتر می شود. هر چند اين نظريه كمتر به حقيقت نزديك است اما به طور كلی هم قابل رد نيست.


گروهی نيز بر اين عقيده اندكه فعاليت اين پديده پس از بارندگي ها ی شديد زيادی مِی شود ،لذا ممكن است ازآب ناشی از سيلابها، فعال شود.اما بايد گفت كه از نظر علمی، وجود گل فشان ها در هر منطقه اول نشانه بارزِ از فعاليت هاي تكتونيك بوده و ثانيا اغلب به لايه هاِ سنگی دارای ذخاير نفت ويا ديگر انواع هيدرو كر بور بستگی دارد.

فشار گازهای حاصل از اين لايه وذخاير آنها موجب می شود كه سنگ های رسی و مارنی كف و تحتانی، كه توسط آبهای زير زمينی اشباع و نرم شده و يا به صورت گل در آمده اند به خارج پرتاب شو ند و ازاين طريق دهانه هايی گاهاً بسيار بزرگ شبيه به دهانه های آتشفشان (شبه كرا تر يا كرا ترگون)بوجود می آيند.

بیشترین درصد گاز تشکیل دهنده گل فشانها به گاز متان تعلق دارد که حدود 85-89 درصد میباشد. حدود 10 درصد گاز دی اکسید کربن و درصد باقیمانده به گازهای نیتروزن و مونوکسید کربن تعلق دارد.
 
گل فشان ها کاربرد زیادی دارند


از آن جمله می‌توان به استفاده از گل آنها در سفال سازی، کوزه گری، بهره برداری از گاز، گردشگری، گل درمانی و...اشاره کرد. بسیاری از مردم از گل‌های گل‌فشان برای موارد درمانی استفاده میکنند. استفاده از گل های گل فشان برای گل درمانی فقط مختص استان نبوده و در در کشورها دیگر از جمله آذربایجان استفاده می‌شود.

گل فشان ها برای درمان بیماری


از گل ها برای درمان بیماری های پوستی، درمان درد کمر،درد های مفاصل و... استفاده میشود. همچنین برای درمان تنگی عضلانی و انقباظ عروق موثرند.

آیا کوروش همان ذوالقرنین است؟

علامه طباطبایی در المیزان، پس از بررسی نظریه ابوالکلام آزاد، که اثبات می‌کند کوروش، پادشاه هخامنشی، همان ذوالقرنینِ ستوده شده در قرآن است، می‌نویسد: «هر چند بعضی از موارد گفته شده خالی از اعتراض نیست، لکن از هر گفتار دیگری انطباقش با آیات قرانی روشن‌تر و قابل قبول‌تر است».

به گزارش خبرآنلاین، کتاب «ایران پیش از اسلام» اولین عنوان از مجموعه تاریخ کهن و معاصر ایران زمین به قلم علی اکبر ولایتی از سوی انتشارات امیرکبیر منتشر شد. ناشر در شرح این مجموعه نوشته است: این مجموعه با نگاهی هدفمند به تاریخ ایران و با بهره گیری از منابع فراوان و معتبر و گاه جدید و شیوه های ثابت شده با راهنمایی و همکاری جمعی از پژوهشگران و تاریخ دانان فرهیخته فراهم آمده است. در این کتاب نگارنده در پی آن است که مهمترین تحولات تاریخی را در شکل دهی به حیات معاصر ایرانیان بررسی کند؛ تحولاتی که ایرانیان در حیات پر فراز و نشیب خود به چشم دیده اند.»

در مقدمه این کتاب ذکر شده است که حاصل کار پژوهشگران این مجموعه، یک محصول 14 جلدی با طبقه بندی «ایران از آغاز دوران اسلامی تا حمله مغول، ایران در عصر صفوی، ایران در عصر مشروطه، ایران در عصر رضاشاه پهلوی و...تا انقلاب اسلامی و زمان فعلی» خواهد شد. کتاب «ایران پیش از اسلام» در فصل های متعددی همچون «ایران پیش از مادها، مادها، هخامنشیان، اشکانیان، ساسانیان، جندی شاپور و ایران در عصر ظهور اسلام» تنظیم شده است.
 

در بخشی از کتاب در فصل هخامنشیان با عنوان «آیا کوروش ذوالقرنین است؟» می خوانیم:
«برخی از مفسران متقدم، مانند وَهب بن منبّه و محمد بن صائب کَلبی و یوسف بن موسی قطان نه تنها در تفسیر سوره کهف، بلکه در چند جای دیگر تصریح کرده‌اند که ذوالقرنین همان کوروش هخامنشی است. در دوران معاصر، نخستین پژوهشگری که موضوع مطابقت کوروش با ذوالقرنین را پیش کشید سِر سیداحمدخان (1817-1898)، از پیشگامان اصلاحات فرهنگی و بنیادگذار تجدد طلبی اسلامی در هند، بود. مولانا ابوالکلام آزاد (1888-1958)، وزیر فرهنگ دولت وقت هند، نیز همین نظریه را مطرح و به شکل مبسوط‌تری تبیین کرد. مرحوم علامه طباطبایی نیز، در المیزان، نظر ابوالکلام آزاد را پذیرفته و مشخصات کوروش را بر ذوالقرنین منطبق می‌داند. علامه طباطبایی در المیزان، پس از بررسی نظریه ابوالکلام آزاد، که اثبات می‌کند کوروش، پادشاه هخامنشی، همان ذوالقرنینِ ستوده شده در قرآن است، می‌نویسد: «هر چند بعضی از موارد گفته شده خالی از اعتراض نیست، لکن از هر گفتار دیگری انطباقش با آیات قرانی روشن‌تر و قابل قبول‌تر است». آیت الله مکارم شیرازی هم می‌نویسد: «درست است که در این نظریه نیز نقطه‌های ابهامی وجود دارد، ولی فعلاً می‌توان از آن به عنوان بهترین نظر درباره تطبیق ذوالقرنین بر رجال معروف تاریخی نام برد.»

اما چرا مورخان و مفسران قدیم کوروش، پادشاه هخامنشی، را ذوالقرنین ننامیده‌اند؟ آیا، از دیدگاه آنان، کوروش ویژگی‌های قرآنی ذوالقرنین را ندارد؟ آیا درک تاریخی ما امروزه از زندگی و زمانه کوروش کامل‌تر از گذشتگان است؟ یا سکوت آنان ناشی از معرفت بیش‌تری از ادراکات تاریخی ماست و، اگر چنین است، علت سکوتشان چیست؟

چنان که اشاره شد، به جز آگاهی برخی مفسران متقدم مسلمان، اطلاعات مورخان بعدی دوران اسلامی از کوروش شامل اطلاعات پراکنده و ناقص و در مواردی تحریف شده و آمیخته با افسانه بود. همین سبب شد که تاریخ زندگانی کوروش و خصلت‌های اخلاقی و سفرهای وی در نزد مورخان دوران اسلامی مکتوم بماند. تلاش مورخان ایرانی قرون سوم و چهارم هجری برای آگاهی از گذشته خود و جست‌وجو در متون کهن، همچون خدای‌نامه که در دوران ساسانی نوشته شده بود و بخشی از میراث ایرانیان باستان را به دوران اسلامی منتقل می‌کرد، نتوانست از روی دوران هخامنشیان، که در محاق فراموشی فرو رفته بود، پرده بردارد؛ زیرا خدای‌نامه شامل گزارش‌های پراکنده‌ای از تاریخ ایران، از آغاز تا پادشاهی خسرو دوم است، که با افسانه آمیخته شده و تفاوتی میان شخصیت‌های تاریخی با شخصیت‌های اساطیری در آن دیده نمی‌شود. به دشواری می‌توان نشانه‌ای از تاریخ واقعی دوران مادها و هخامنشیان در آن یافت و آنچه از تاریخ هخامنشیان با دوران سلسله تاریخی و افسانه‌ای کیانیان در هم آمیخته شده است برای درک حقیقی تاریخ هخامنشیان و شخصیت کوروش ناکافی است.

در روایت‌های تاریخی دوران اسلامی، خاطرات بازمانده از پادشاهان هخامنشی، از جمله کوروش، به افسانه بهمن افزوده و شخصیت افسانه‌ای بهمن با کوروش یکسان سازی شده است. این شباهت سازی تحت تأثیر روایات خارجی، از جمله متون یهودی، قرار گرفته و با اختلاط و ابهام فراوانی دارد.

موضوع دیگری که در فراموشی خاطران و تاریخ دوران هخامنشیان و زندگانی کوروش بزرگ در نزد مورخان دوران اسلامی تأثیر فراوانی داشت متروک شدن خط میخی پارسی بود. خط میخی، که می‌توانست خاطرات فراموش شده دوران هخامنشیان را به دوران‌های بعدی منتقل کند، به علت دشواری‌هایی که داشت. کارکردش را حتی در دوران خود نیز از دست داد و، پس از سقوط هخامنشیان، رفته رفته کنار گذاشته شد؛ چنان‌که در قرن دوم پیش از میلاد به کلی از میان رفت و خط آرامی جای آن را گرفت. افزون بر آن، تعدد خط و زبان در دوران بعدی و رواج یک خط و متروک ماندن زبان و خط دیگری در دوران‌های بعدی، عامل مؤثر دیگری در انتقال نیافتن میراث مکتوب از دوران هخامنشیان به دوران بعدی است.

این عوامل هر یک به تنهایی برای مکتوم ماندن زندگی و زمانه کوروش نزد مورخان دوران اسلامی و مفسران قرآنی کافی است. بنابراین، بدیهی است که در منابع تاریخی و تفاسیر متقدم، تلاشی برای انطباق شخصیت قرآنی دوالقرنین با کوروش، پادشاه ایران، صورت نگرفته باشد.

پرسشی که در این‌جا مطرح می‌شود این است که مفسران و مورخانی که کوروش را با ذوالقرنین یکی دانسته‌اند به کدام ادله و شواهد استناد کرده‌اند؟

به گفته مفسر بزرگ قرآن کریم، علامه طباطبایی، آنچه نظریه ذوالقرنین بودن کوروش را تأیید می‌کند اوصاف اخلاقی است که در تاریخ برای کوروش نوشته‌اند. کوروش، هم طبق تاریخ و هم عهد عتیق و هم نظر مورخان قدیم، پادشاهی با مروت و جوانمرد و با سخاوت و کریم بوده است؛ چنان که از تاریخ زندگی او و برخوردش با یاغیان و جبارانی که با او می‌جنگیدند یا او با ایشان جنگیده است نیز مبین آن است؛ و با صفات یادشده از ذوالقرنین در قران کریم مطابقت دارد. ذوالقرنین از طرف خداوند دارای توانایی‌ها و امکانات فراوانی،‌مانند عقل و تدبیر و فضایل اخلاقی و ثروت و شوکت ظاهری، بوده است.

از دیگر ویژگی‌های ذوالقرنین سفرهای او در مسیرهای چندگانه است که شرح آن در آیات قرآنی آمده است. کوروش نیز به غرب و شرق و شمال سفر کرد که شرح آن در تاریخ زندگانی‌اش آمده است و با سفرهای سه‌گانه‌ای که در قرآن برای ذوالقرنین ذکر شده منطبق است. نخستین لشکرکشی کوروش به کشور همسایه غربی، لیدی، بود که در شمال آسیای صغیر قرار داشت. در قرآن آمده است که ذوالقرنین در سفر غربی‌اش احساس کرد خورشید در چشمه گل آلودی فرو می‌رود؛ مشابه همان صحنه‌ای که کوروش به هنگام فرورفتن قرص آفتاب (در نظر بیننده) در خلیجک‌های ساحل لیدی مشاهده کرده است. لشکرکشی دوم کوروش به جانب شرق بود. از تاریخ زندگی کوروش درمی‌یابیم که این لشکرکشی چندی پس از فتح لیدی روی داد و کوروش طی آن به آرام سازی طغیان بعضی از قبایل وحشی بیابانی مستقر در شرق کشور پرداخت. شاید بتوان تعبیر قرآن طبق آیه زیر را در اشاره به سفرهای ذوالقرنین، با سفرهای جنگی کوروش به منتهای شرق برای مقابله با اقوام بیابان‌گرد و صحرانورد مطابقت داد که مشاهده کرد خورشید بر قومی طلوع می‌کند که در برابر تابش آن سایبانی ندارد. «حَتّی اِذا بَلَغَ مَطْلِعَ الشَّمْسِ وَجَدَها تَطْلُعُ عَلی قومٍ لَمْ نَجْعَلُ لَهُمْ مِنْ دُونِها سِتْراً: تا گاهی که رسید به محل برآمدن خورشید یافتش برمی‌آید بر گروهی نگذرده‌ایم برای ایشان جز آن پوششی را» (کهف: 90)


در قرآن کریم از مکان سدی که ذوالقرنین ساخته یاد نشده است و فقط ویژگی اقلیمی آن بیان شده است. کنجکاوی علمی مسلمانان درباره تعیین اماکن تاریخی، که نشانه‌های آن در قرآن مجید آمده است،‌در منابع تاریخ ثبت و ضبط شده است. شرح جست‌وجو برای یافتن سد ذوالقرنین در روزگار واثق خلیفه عباسی در منابع متعدد آمده است. با بررسی متون تاریخ نگاران اسلامی، که درباره اقلیم و شهرها آمده است، می‌توان دریافت که مکان این سد در اوایل اقلیم پنجم و ششم بوده است.

می‌دانیم که کوروش، در لشکرکشی سوم خود به کوه‌های قفقاز، به تنگه‌ای میان دو کوه رسید و برای جلوگیری از هجوم اقوام وحشی، به درخواست مردمی که در آن منطقه بودند، در فاصله میان دو کوه سد محکمی بنا کرد. این تنگه امروزه تنگه داریال نامیده می‌شود که در نقشه‌های موجود میان ولادی میوکز و تفلیس نشان داده می‌شود. این دیوار همان سدی است که کوروش بنا کرده و با اوصافی که قرآن درباره سد ذوالقرنین بیان کرده کاملاً تطبیق می‌کند.

موضوع دیگر در انطباق کوروش و ذوالقرنین تناسب نام ذوالقرنین با کوروش است. کهن‌ترین اشاره به موضوع ذوالقرنین را باید در کتاب دانیال نبی، از متون عهد عتیق یهود، جست‌وجو کرد. آن‌جا که در رؤیای وی، لوقرائیم در هیئت قوچ ظاهر می‌شود. لوقرانائیم به زبان عبری همان ذوالقرنین عربی است. این واژه در تورات فقط یک مرتبه آکده است و آن هم در سفر دانیال (کتاب دانیال) است. درباره نام ذوالقرنین و تناسب آن با کوروش گفته‌اند: ذوالقرنین را از آن جهت ذوالقرنین، صاحب دو قرن (شاخ)، می‌نامند که دارای تاج یا کلاه خودی با دو شاخم بوده است. جالب این‌که در نقش برجسته هخامنشی دشت مرغاب، کوروش با تاجی بر سر تصویر شده که دو شاخ همانند شاخ‌های قوچ بر آن دیده می‌شود.»

طولانی‌ترین و کوتاه‌ترین زمان روزه‌داری در کدام کشورها هستند

به گزارش فارس، روزنامه بحرینی اخبار الخلیج در خبری درباره روزه‌داری مسلمانان در ماه مبارک رمضان نوشت که مسلمانان دانمارک امسال ماه رمضان سختی را پیش‌رو دارند.

این روزنامه بحرینی در ادامه توضیح می‌دهد که مسلمانان دانمارک امسال 21 ساعت در روز را روزه هستند و این طولانی‌ترین ساعات روزه‌داری در جهان است.

این درحالی است که مسلمانان آرژانیتن با 9 ساعت و نیم روزه‌داری کوتاهترین ساعات روزه‌داری را سپری می‌کنند، چون آنها در نیم‌کره جنوبی قاره آمریکا قرار دارند.

اما ماه رمضان مسلمانان شمال روسیه و به طور مشخص شهر "مورمانسک" امسال با شب‌های سپید مواجه شده که در آن روز 24 ساعت تمام است، بی‌آنکه لحظه‌ای آنها شاهد شب تاریکی آن باشند و این روزه‌داران مناطق شمالی روسیه را وادار می‌کند که سحری و افطار خود را در حالی صرف کنند که خورشید در وسط آسمان است.

به همین دلیل ساعات روزه‌داری آنها بر اساس زمان مشخص شده توسط علمای اسلام و به دلیل این پدیده طبیعی به 20 ساعت به ویژه در این شهر می‌رسد.