چندکتابی که توصیه می کنم حتمابخوانید
1-ده روزبا ره بر
2-خاکهای نرم کوشک
3-دا
4-بابانظر
5-نورالدین پسرایران
6-پایی که جاماند
7-حکایت زمستان
و..............
1-ده روزبا ره بر
2-خاکهای نرم کوشک
3-دا
4-بابانظر
5-نورالدین پسرایران
6-پایی که جاماند
7-حکایت زمستان
و..............
از آنجا که در حوزه تاریخ معاصر ایران نگرشهای متعددی وجود دارد و این دوره از تاریخ، در سال سوم متوسطه برای همه رشتههای دبیرستانی تدریس میشود، مراقبت و توجه بیشتری نسبت به آن نشان داده میشود. چه بسا این حساسیت برای تاریخ دوره باستان یا دوره اسلامی اعمال نمیگردد. از این رو ورود هر یک از نگاهها به صفحات کتاب تاریخ، نقد و نظرهایی در پی دارد. البته طبیعی است آنچه در پایان کار در منظر دانشآموزان قرار میگیرد، قرائت رسمی از رخدادهاست، نه دیدگاههای چالش برانگیزی که معمولاً در حوزههای خصوصیتر تاریخ پژوهی مطرح میگردد.
روی سخن در اینجا، نه این موضوع، بلکه طرح این نکته است که آیا به همان اندازهای که به محتوای درس تاریخ اهمیت داده میشود، به شیوة ارائه آن در مدارس توجه میگردد؟ میدانیم که تا کنون نگارش کتاب تاریخ در مقطع یاد شده، به چندین هیأت سفارش داده شده، و با چاپ نسخههای آزمایشی، آنها را در معرض نقادی آگاهان قرار دادهاند. آیا با همین توان و مرتبه از توجه، به چگونگی تدریس آن برای دانشآموزان تمایل نشان داده شده است؟
به نظر میرسد پاسخ این پرسش منفی باشد، چرا که ریشه هر یک از این دو مقوله (محتوای درس و ارائه درس) در زمینههای مختلف قرار دارد. اگر شیوه تدریس تاریخ ریشه در فن آموزش و تخصصهای مرتبط با آن داشته باشد، محتوای این ماده درسی – به ویژه بخش معاصر آن – ریشه در سیاست دارد. سیاست پدیدهای زنده، وابسته به زمان حال، و تحت تأثیر نهاد قدرت است. اگر سؤالی برایش پیش آید تا زمانی که به آن پاسخ داده نشود، اندامهای جامعه را از خود متأثر میکند. اما شیوه آموزش از چنین خصلتی برخوردار نیست. کمتر در معرض پرسش واقع میشود و به همان نسبت نیازی به پاسخگویی ندارد. خوب است آنچه امروز بر سر درس تاریخ میرود از این منظر مورد توجه قرار گیرد.
از سوی دیگر، تاریخ یک ماده درسی استثنایی نسبت به دیگر مواد درسی نیست. نمیتوان میان سواد تاریخی و سواد ریاضی اولویت قائل شد، اما ارائه و شیوه انتقال تاریخ به دانشآموزان قطعاً با علوم محض متفاوت است. اکنون مواد درسی به دلیل نامعلومی به دو دسته تقسیم شدهاند: محفوظی و مفهومی؛ دروسی که باید حفظ شوند و دروسی که باید فهم گردند. در این شیوه، دانشآموز برای پریدن از مانع «نمره»، باید محفوظات یا مفهومات قابل قبولی داشته باشد. و همه میدانیم که تاریخ در گروه درسهای حفظ کردنی جای گرفته و شاگرد مدرسه باید آن را حفظ کند، از سد نمره بگذرد تا مهر قبولی در کارنامهاش نقش ببندد.
آیا این تقسیمبندی عرفی درست است؟ آیا روشهای جاری برای ارائه درس تاریخ (حفظ کنید تا نمره بگیرید) کمکی به تعمیق آن در وجود دانشآموز میکند؟ آیا سنجشی از اقبال دانشآموزان از درس تاریخ صورت گرفته است؟ آیا درست است که تاریخ یکی از دروس گوشت تلخ نظام آموزشی ما است؟ پاسخ این سؤالات هر چه باشد، یک چیز مسلم است؛ اینکه ماده درسی تاریخ در مدارس از منزلت حقیقی خود برخوردار نیست. اگر بپذیریم که مقدمات داشتن بینش نسبت به زمان، شناخت هویت ملی و برخورداری از حافظة تاریخی از دوره دانشآموزی باید آغاز شود، کدام درس غیر از تاریخ میتواند این مهم را به دوش کشد؟
نگاه ما به شیوه تدریس تاریخ در مدارس باید تغییر کند.
http://khabaronline.ir/detail/273204/weblog/behbodi
پمپی؛
در ایام پادشاهی نرون از آبادترین شهرهای کشور ایتالیا بود. مردم این شهر
به انواع گناه از جمله زنا در ملا عام حتی ............. مبتلا
بودند، که ناگهان عذاب الهی فرا می رسد و طی فعالیت یک آتش فشان همگی
نابود و تبدیل به سنگ می شوند.








![]() |
واحد های پولی ایران
دینار، صنّار، شاهی، عباسی قران، ریال و تومان
یوسف حسینی نژاد شادباد
واحد پول، واحدی برای سنجش داد و ستد کالا و خدمات است که در تسهیل انتقال کالا و خدمات نقش مهمی را ایفا میکند. به بیانی دیگر واحد پولی یک کشور، نام پول رایج در آن کشور است. برای نمونه واحد پول کشور ژاپن ((ین)) و واحد پول کشور ایران ((ریال)) است.
واحد های پول استفاده شده در گذشته معمولا منسوب به سکه های ضرب شده آن دوران میباشد. در کتاب ((تاریخ سکه)) تالیف داریوش شهبازی فراهانی بیش از 30 عنوان برای سکههای ضرب شده در تاریخ معاصر ایران نام برده شده است که برخی وجود خارجی داشته اند و برخی فقط واحد محاسباتی بوده اند.
از مهم ترین واحد های پول ایران میتوان از دینار نام برد. دینار از واحد قدیمی پول امپراتوری روم شرقی یعنی دیناریوس گرفته شده است. این واحد پول بعد از فتح اراضی روم به دست مسلمانان، از طرف آن ها به عنوان نام واحد پول انتخاب شده و تبدیل شده به دیناری که امروز در برخی کشورهای عربی از آن استفاده میشود. به همین ترتیب حکومت های ایرانی هم از دینار استفاده کرده اند، اگر چه به تدریج و در اثر تورم و بی ارزش شدن پول . حتی بی ارزش شدن نقره در مقابل طلا به واحد های پولی بزرگتر احتیاج میشده و گاهی نیز برابری دینار با طلا یا نقره تغییر کرده است. مثلا در ابتدا 1 دینار، سکه طلایی به وزن 52 قیراط بوده، ولی به تدریج از ارزش آن کاسته شده است.
به هر حال اگر بخواهیم از واحد های پولی ایران در دوره های گذشته نام ببریم، ابتدا باید به سکه صد دینار (صنار) به نام ((محمودی)) که توسط سلطان محمود غزنوی ضرب شد، اشاره کنیم. در همان زمان شاهان سامانی سکه های 50 دیناری ضرب کردند و آن را ((شاهی)) نامیدند. در دوران صفوی شاه عباس نیز سکه 200 دیناری ضرب کرد و آن را ((عباسی)) نامید که در واقع معادل ((2 محمودی)) یا ((4 شاهی)) بود.
در اواخر قرن هجدهم میلادی نادرشاه افشار 500 دیناری را ضرب کرد و آن را ((نادری)) نامید، ولی مردم از لفظ 10 شاهی استفاده کردند، چون هر شاهی معادل 50 دینار بود.
واحد اصلی پول ایران در دوران قاجار تومان، قران و شاهی بود. تومانواژه ترکی ایغوری است به معنی 10 هزار که در تقسیمات لشکری هر 10 هزار سرباز، تومان و فرمانده آن ها، امیر تومان نامیده میشد. تا پیش از قاجار از این واحد پولی استفاده نمیشد. در دوره مغول 10 دینار را برابر تومان می دانستند.
تومان طلا اولین بار در زمان فتحعلی شاه قاجار ضرب شد. وزن آن در 1224 قمری (1188 خورشیدی) یک مثقال و یک ششم مثقال بود. در سال 1298 قمری در زمان ناصرالدین شاه، وزن طلای تومان کاهش یافت و ارزش آن برابر 10 قران نقره یا 10 هزار دینار شد؛ اما سکه ای به نام دینار وجود نداشت.
در زمان فتحعلی شاه، سکه نقره جدید، یعنی ((قران)) متداول شد. قران واحد پول ایران بین سال های 1825 تا 1932 میلادی بود که معادل یک دهم تومان و پنج عباسی یا بیست شاهی بود.
در این زمان شاهی به صورت سکه مسی درآمده بود. بنابراین سه شکل سکه در ایران رایج بود: تومان های طلا، قران نقره و شاهی مسی. ولی پول رایج سکه های نقره بود. بنابراین قران و ریالی که ما امروزه به کار میبریم با مفهوم آن در دوران قدیم متفاوت است.
در سال 1308 خورشیدی به موجب قانون آحاد،پولایران تغییر یافت و واحد پول به ریال تغییر گردید و طلا پشتوانه آن شد.
ریال واحد پول ایران است که به صد دینار تقسیم میشود، اما چون ریال واحد بسیار کم ارزشی است، تقسیمات آن در حسابداری به کار نمیرود. همچنین حدودا از سال 1311 هجری خورشیدی واحد غیر رسمی تومان (10ریال) مکررا برای شمارش پول ایران به کار میرود. قیمت هایی که معمولا با واحد تومان ثبت میشوند، طبق استاندارد 4217- ISOریال ایران با علامت اختصاری IRR در معاملات جهانی نشان داده میشود.
استاندارد یونی که برای ریال نویسه سازگاری (( نشان ریال)) بشکل (( )) را در موقعیت FDFC + U تعریف کرده است.
ریال از کلمه اسپانیایی و پرتغالی (( real )) وارد فارسی شده است که هم به معنی ((شاهی)) هم نام سکه نقره رایج در آن دو کشور و در سرزمین های وابسته به آن بود. این واژه از کلمه لاتین ((رگالیس)) ( regalis ) به معنی شاهنشاهی می آید که صفتی است از اسم ((رکس)) (rex) به معنی شاه. کلمه انگلیسی ((رویال)) (royal) هم ریشه با (( real))اسپانیایی و پرتغالی است.
سکه نقره با نام ریال در اسپانیا از سال 1497 تا 1870 میلادی ضرب میشد. ریال همچنین واحد پول بسیاری از مستعمره های اسپانیا بود، مثل برزیلتا سال 1994 واحد پولش ریال بود یا به تلفظ محلی رییل. در سال بعد یعنی 27 اسفند 1308، طبق قانون تعیین واحد و مقیاس پول قانونی ایران، ریال بجای قران باوزن خالص 0.3661191 گرم طلا انتخاب شد.
ریال برای اولین بار در سال 1798 میلادی معروف شد و آن عبارت از یک سکه جهانی بود که 1250 دینار یا یک هشتم تومان ارزش داشت. در سال 1825 میلادی، ریال از رواج افتاد و به جای آن قران کهمعادل هزار دینار (یک دهم تومان) ارزش داشت رواج یافت (به این ترتیب واحد پول ایران وارد سیستم اعشاری شد). در سال 1932 (1311 هجری خورشیدی) ریال جایگزین قران شد که به صد دینار جدید تقسیم پذیر بود.
قبل از تبدیل واحدهای پولی به دستگاه اعشاری در سال 1932 (1311 هجری خورشیدی) سکه ها و واحد های پولی که در جدول زیر آمده اند مورد استفاده بودند و برخی از این الفاظ هنوز استفاده های گسترده ای در زبان ایرانیان و ضرب المثل های ایرانی دارند:
|
واحد قدیمی پول در ایران |
به دینار |
زمان رواج یافتن |
|
شاهی |
50 دینار |
سامانیان |
|
صنّار (محمودی) |
100دینار |
سلطان محمود غزنوی |
|
عباسی |
200دینار |
شاه عباس اول |
|
نادری (10شاهی) |
500 دینار |
نادر شاه |
|
قران |
1.000دینار |
فتحعلی شاه (1825) |
|
ریال |
1.250دینار |
فتحعلی شاه (1798) |
|
دو هزاری |
2.000 دینار |
قاجاریان |
|
پنج هزاری |
5.000 دینار |
قاجاریان |
|
تومان |
10.000دینار |
سلسله ایلخانی |
اولین سکه های ریال (سری دوم ریال در دستگاه اعشاری)، سکه های 1، 2، 5، 10 و 25 دینار، یک دوم، 1، 2 و 5 ریال، بر روی نقره ضرب شدند. سکه های طلا که در دوران پهلوی تعیین شدند و انتشار یافتند، برای اولین بار 100 ریال ارزش گذاری شدند.
قران واحد پول ایران بین سال های 1825 تا 1932میلادی بود. هر قران معدل 20 شاهی یا 100 دینار میباشد. هر 10 قران معدل یک تومان است. در سال 1932 میلادی واحد پول ریال جایگزین قران گردید. هر ریال نیز به 100 دینار تقسیم میشود. قران دیگر در نظام پولی ایران کاربرد رسمی ندارد، اما ایرانیان هنوز به طور گسترده ای از این واژه در مکالمات روزمره و ضرب المثل ها بهره میبرند.
http://www.badrtoos.com/news
در سال 1285، و در ادامه ي نهضت مشروطه، پس از آنكه خواستههاي علما و
مردم درمورد تأسيس عدالتخانه و اجراي قوانين اسلام و... عملي نشد، علما
تصميم گرفتند كه به قم مهاجرت نموده و در حرم حضرت معصومه (س) تحصن كنند.
درنهايت در ۲۴ تير ۱۲۸۵ش برابر با ۲۳ جماديالاول ۱۳۲۴ق، حضرات
آيات سيدمحمد طباطبايي و سيدعبدالله بهبهاني در رأس يك گروه هزار نفري به
سوي قم حركت كردند و مهاجرت كبري را شروع نمودند.
در همین روزها، ودر آستانه مهاجرت علمای تهران به قم که به
(مهاجرت کبری)، معروف است آیت الله فشارکی و 12 نفر از علمای طراز اول آن
اعلامیه پنج مادهای منتشر کردند.
وی طی این اقدام بدیع به همراهی ۱۳نفر از علمای طراز اول اصفهان
از جمله آقا نجفی اصفهانی، حاج آقا نورالله نجفی اصفهانی، آیت الله
ابوالقاسم دهکردی، شیخ مرتضی ریزی، میرزا محمدتقی مدرس، سیدمحمدباقر
بروجردی، میرزا محمد مهدی جویبارهای، میرزا ابوالقاسم زنجانی، آقامحمدجواد
قزوینی و رکنالملک شیرازی موارد زیر را متعهد شدند:
در این اعلامیه 5 ماده ای که در روزنامه حبل المتین کلکته، سال ۱۴، ش۲،۱۹جمادی الثانی ۱۳۲۴ منتشر شده، آمده است:
این خدام شریعت مطهره با همراهی جناب رکنالملک، متعهد و ملتزم شرعی شدهایم که مهما امکن بعد ذلک تخلف ننماییم، که فعلا ۵فقرهاست:
اولاً: قبالجات و احکام شرعیه از شنبه به بعد روی کاغذ
ایرانی بدون آهار نوشته شود. اگر بر کاغذهای دیگر نویسند، مهر ننموده و
اعتراف نمینویسیم. قباله و حکمی هم که روی کاغذ دیگر نوشته بیاورند و
تاریخ آن بعد از این قرارداد باشد، امضا نمینماییم. حرام نیست کاغذ غیر
ایرانی و کسی را مانع نمیشویم؛ ماها به این روش متعهدیم.
ثانیا: کفن اموات، اگر غیر از کرباس و پارچه اردستانی یا
پارچههای دیگر ایرانی باشد، متعهد شدهایم برآن میت، ماها نماز نخوانیم.
دیگری را برای اقامه صلوه بر آن میت بخواهند ماها را معاف دارند.
ثالثا: ملبوس مردانه جدید، که از این تاریخ به بعد دوخته و
پوشیده میشود، قرار دادیم مهما امکن، هر چه بدلی در ایران یافت میشود،
لباس خودمان را از آن منسوخ نماییم و منسوخ غیرایرانی را نپوشیم و احتیاط
نمیکنیم و حرام نمیدانیم لباسهای غیرایرانی را، اما ماها ملتزم شدهایم
حتیالمقدور بعد از این تاریخ ملبوس خود را از منسوج ایرانی بنماییم.
تابعین ماها نیز کذلک و متخلف توقع احترام از ماها نداشته باشد. آنچه از
سابق پوشیده و داریم و دوخته، ممنوع نیست استعمال آن.
رابعا: مهمانیها بعد ذلک ولو اعیانی باشد، چه عامه، چه خاصه،
باید مختصر باشد یک پلو و یک خورش و یک افشره. اگر زاید بر این کسی تکلف
دهد، ماها را به محضر خود وعده نگیرد. خودمان نیز به همین روش مهمانی
مینماییم. هر چه کمتر و مختصرتر از این تکلف کردند، موجب مزید امتنان ماها
خواهد بود.
خامسا: وافوری اهل وافور را احترام نمیکنیم و به منزل او
نمیرویم زیرا که آیات باهره:«إِنَّ الْمُبَذِّرِینَ کَانُوا إِخْوَانَ
الشَّیَاطِینِ» «وَلا تُسْرِفُوا اِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ» «وَلا
تُلْقُوا بِأَیْدِیکُمْ إِلَی التَّهْلُکَه» و حدیث «لاضرر و لاضرار» ضرر
مالی و جانی و عمری و نسلی و دینی و عرضی و شغلی آن محسوس و مسری است و
خانوادهها و ممالک را به باد داده. بعد از این هر که را فهمیدیم وافوری،
بهنظر توهین و خفت مینگریم.
منبع:به گزارش جهان به نقل از بولتن
اعتدال: اگر به تنها تصویر محمد خان قاجار نگاه کنید، برخلاف تمام شاهان قاجار که یا ریشی بلند و سبیلی مردانه و صورتی فربه، به چهره ای تکیده برمی خورید با چین وچروک های فراوان وفاقد ریش! آیا شاه قاجار مبتلا به بیماری بوده ویا از مشکلی رنج می برد.
به گزارش خبرآنلاین، در تاریخ آمده است که این چهره مردی است که اخته وآغا بوده است. در کتاب های تاریخ نوشته شده است: آغا محمد خان در سن یازده سالگی به دلیل اینکه چهره جذابی داشت توسط خواجگان حرمسرای عادلشاه - حاکم مشهد- در حال معاشقه با یکی از همسران وی دیده شد و به دستور عادلشاه که از بستگان محمود افغان بود - به روایتی پسر عموی محمود افعان بود - اخته گردید.
اخته کردن یا آغاشدن در تاریخ
Castration اخته کردن به حذف غدد جنسی اطلاق میگردد.در اروپا، آسیا وهند و آفریقا اسیران جنگی و همچنین سربازان را اخته می کردند تا میل بازگشت به خانواده را نداشته باشند.مردان وپسرانی که قرار بود در حرمسراها کارکنند را نیز اخته می کردند و به انها خواجه حرمسرا می گفتند.این رسم در عثمانی و اروپا و ایران متداول بود.
عقده های واخورده محمدخان
در آثار تاریخی آمده است:
انچه درباره آغا محمدخان قاجار واضح است قبل از بلوغ اخته شده بود ولی با آنکه تمایل جنسی نداشته ولی حرمسرای بزرگی داشت و شاید خلق ارام وکمی افسرده او باعث شده او بسیار کتاب بخواند و حتی در ستیزها کتابخانه خویش را با خود میبرد.او بسیار متعصب وخشک بود و بسیار سنگدل وبی رحم بود وشاید دلیل آن عقده های وا خورده روانی وجنسی هر روز او باشد.
شاید همین اخته بودن باعث فجایع شهرکرمان باشد. در تاریخ اینگونه روایت شده:
در اواخر تابستان همان سال قشون آقا محمد خان به کرمان نزدیک گشت. همه مردم کرمان بر آن عقیده بودند که قشون شاه قاجار در سرمای زمستان کرمان دوام نخواهد آورد و سرانجام مجبور به ترک آن دیار خواهند شد و برای همین هر شب بر بالای ابروج کرمان مردم شعر میخواندند و فحشهای رکیکی نسبت به شاه قجر خطاب میدادند و او را مورد تمسخر قرار میدادند این فحش ها خان قاجار را خشمگین تر کرد.
وی روزها از ببرون دروازه شهر مردم را تهدید میکرد که در صورتی که به این کار ادامه دهند، حمله سختی به آن شهر خواهد کرد و دیگر مثل بار قبل نخواهد بود. آقا محمد خان چنان به خشم آمد که پس از نفوذ به شهر که بر اثر خیانت تعدادی از نگهبانان روی داد، دستور داد که کوهی بلند از چشمان مردم کرمان پیش روی وی بسازند. بدستور وی تمام مردان شهر کور شدند و بیست هزار جفت چشم بوسیله سپاه قاجار تقدیم خان شد.(سر پرسی سایکس این تعداد را هفتادهزار جفت میخواند)همچنین آغامحمدخان سربازان خود را در تجاوز به زنان شهر آزاد گذاشت و جنایتی عظیم را رقم زد. اموال مردم به تاراج برده شد و حتی کودکان نیز به اسارت گرفته شدند.
گچ وتخته س ی ا ه:بی شک مناطق جنگی بهترین مناطق برای اردوهای دانش آموزی می توانندباشنداگربابرنامه ریزی درست انجام گیرد.نه اینکه بااین همه حوادث که درراهیان نوررخ می دهدباعث ترس مر دم ودانش آموزان ازاین اردوهاشویم.حیف است اردوهای مناطق جنگی که برای نسل جوان واجب است بااین حوادث مخدوش شود.
به گزارش جهان، حسین اردکانی، دکترای علم فیزیک و از شاگردان پروفسور حسابی در گفت وگو با فارس گفت: هر آنچه در شارع مقدس وجود دارد دارای مبنای علمی است به طوری که در اعمال حج آمده است که جهت حرکت برای طواف به سمت چپ و خلاف جهت عقربه های ساعت باشد یا اینکه اکثر مراجع تقلید می گویند که بهتر است در ناحیه در خانه خدا تا مقام ابراهیم طواف انجام شود.
وی افزود: تمام اینها از نظر علم فیزیک قابل اثبات است. در نیمکره شمالی که خانه خدا واقع شده است وقتی هر ذره یا جسمی خلاف جهت عقربه های ساعت بچرخد 5 نیرو به آن وارد می شود که جمع این نیروها و انرژی ها به سمت داخل است. در بحث طواف هم همین است، ذرات در اینجا انسان ها هستند و مجموع این نیروها نیز به سمت مرکز که همان خانه خداست هدایت می شود.
این فیزیکدان ادامه داد: اگر در طواف، چرخش به سمت راست انجام می شد در علم فیزیک آمده است که گریز از مرکز رخ می داد و طبق قانون فیزیک ذرات که در اینجا انسان ها هستند به سمت بیرون پرتاب می شدند و نیروی آنها به سمت مرکز که همان خانه خداست هدایت نمی شد.
اردکانی گفت: حالا اگر خانه خدا در نیمکره جنوبی واقع می شد حتماً در دین ما تأکید بر این می شد که باید در جهت عقربه های ساعت یعنی به سمت راست، طواف خانه خدا انجام شود.
وی درباره تأکید بر طواف بین در خانه خدا و مقام ابراهیم نیز اظهار داشت: هر جسم متحرکی که حرکت دورانی دارد اگر شعاع کم شود، سرعت آن به طور ناخودآگاه زیادتر می شود و تمایل و تمرکز آن به سمت داخل و مرکز بیشتر می شود به همین دلیل اکثر مراجع می گویند که در این فاصله طواف خانه خدا انجام شود چون با این تمرکز، صعود و عروج رخ می دهد.
این دکترای علم فیزیک معتقد است که همه چیز در دنیا بر اساس علم فیزیک قابل بررسی است اما علم انسان در این حد نیست که تمام آنها را دریافت کند.
چرا در روابط اجتماعی، حقوق متقابل رعایت نمی شود؟
چرا در برخی مناطق، طلاق زیاد شده است؟
چرا در فرهنگ رانندگی انضباط لازم رعایت نمی شود؟
الزامات آپارتمان نشینی چیست آیا رعایت می شود؟
الگوی تفریح سالم کدام است؟
آیا در معاشرتهای روزانه، همیشه به هم راست می گوییم؟
دروغ چقدر در جامعه رواج دارد؟
علت برخی پرخاش گریها و نابردباریها در روابط اجتماعی چیست؟
طراحی لباسها و معماری شهرها چقدر منطقی و عقلانی است؟
آیا حقوق افراد در رسانه ها و در اینترنت رعایت می شود؟
علت بروز بیماری خطرناک قانون گریزی در برخی افراد و بعضی بخشها چیست؟
چقدر وجدان کاری و انضباط اجتماعی داریم؟ توجه به کیفیت در تولیدات داخلی چقدر است؟
چرا برخی حرفها و ایده های خوب در حد حرف و رؤیا باقی می ماند؟
ساعات کار مفید در دستگاهها چرا کم است؟ چه کنیم ریشه ربا قطع شود؟
آیا حقوق متقابل زن و شوهر و فرزندان در خانواده ها بطور کامل رعایت می شود؟
چرا مصرف گرایی، برای برخی افتخار شده است؟
و چه کنیم تا زن هم کرامت و عزت خانوادگیش حفظ شود و هم بتواند وظایف اجتماعی خود را انجام دهد؟
گاهآ مشاهده شده در مدارس وقتی که سرمان خلوت است و کاری برای انجام نداریم بیفتیم به جان نیمکت ها و …
در این مطلب یک عکس بسیار جالب تهیه کردیم از یک دبیرستان و دانش آموزی که مشغول کنده کاری بر روی میز ها هستند که واقعآ یه کار ناپسند می باشد که چه بهتر است در ابتدای سال تحصیلی جدید از انجام این قبیل کارها که به تخریب اموال عمومی و سرمایه آیندگان می انجامد خود داری کنیم.


در این فیلم دوساعته، شخصیت ارزشمند پیامبر اکرم (ص) به طنز گرفته شده و این چهره پاک، فردی ترسیم شده است که گناهان بسیاری مرتکب میشود. «سَم باسیل»، نویسنده و کارگردان این فیلم، که «برائت از مسلمانان» نام دارد یک یهودی آمریکایی اهل کالیفرنیا و شاغل در بخش مستغلات است، اما پخش و توزیع فیلم را تری جونز برعهده دارد. سم باسیل که هماینک در مخفیگاه به سر میبرد به «وال استریت جورنال» گفته است که «بیش از ۱۰۰ یهودی با اعطای ۵ میلیون دلار» در تأمین مالی این فیلم کمک کردهاند و این فیلم با شرکت ۶۰ هنرپیشه و ۴۵ نفر پشت صحنه در سه ماه ساخته شده است. به گفته «سم باسیل»، این فیلم تاکنون تنها یک بار اکران شده که اوایل سال جاری در سالنی تقریباً خالی در هالیوود بوده است. تری جونز، کشیش کلیسای گِینزویل فلوریدا، که شبکه خبری سیانان در وبسایت خود او را کشیشی «جویای نام» توصیف میکند پیشتر در اردیبهشتماه امسال قرآن را آتش زده بود. تری جونز روز ۲۰ مارس ۲۰۱۱ نیز یک نسخه از قرآن را در کلیسای خود به آتش کشید که این اقدام تظاهرات گستردهای را در افغانستان به دنبال داشت که طی آن دهها تن کشته و زخمی شدند. این فیلم موهن که با دو نام "برائت از مسلمانان" و "زندگی محمد[ص] رسول اسلام"معرفی شده یک فیلم یک فیلم آماتوری
به کارگردانی «سام باسیل» است و حاوی صحنهها و توهینهایی به پیامبر اکرم(ص) است که زبان از بیان آنها شرم میکند. این فیلم پیش از این تنها یک بار در سالنی در هالیوود به شکل خصوصی نمایش داده شد و قرار بود در سالگرد حادثه 11 سپتامبر در کلیسای تری جونز (کشیش سفیه) به نمایش درآید؛ اما این نمایش لغو شد. این کشیش طبق اعلام قبلی، حرکت موهن دیگری به نام «محاکمه مردمی محمد[ص]» برگزار کرد و به زعم خود آن حضرت را محاکمه نمود. قرار بود این فیلم در کنار این محاکمه نمایش داده شود. اما علیرغم لغو پخش رسمی فیلم موهن، بخشهایی از این فیلم در فضای مجازی منتشر گردید و چون این کار از سوی قبطیان مهاجر مصری انجام شد، نخستین واکنشها از مصر علیه این اقدام برخاست و سپس به لیبی، یمن و دیگر کشورها کشیده شد. شخصیتهای مسلمان، مسیحی، قبطی و نیز کاخ سفید ساخت این فیلم را محکوم کردند؛ اما مسلمانان خشمگین در مصر و لیبی، با حمله به نمایندگی های سیاسی آمریکا در "قاهره" و "بنغازی"، سفیر آمریکا در لیبی را کشتند. دولت آمریکا که اینک با خشم مسلمانان بیدارشده مواجه شده است تلاش میکند خود را از این اقدام موهن بری کند؛ اما آیا میتوان باور کرد که ساخت فیلمی با سرمایه هنگفت 5 میلیون دلاری و نیز اقدامات مستمر کشیش دیوانه بدون اطلاع و رضایت مقامات کاخ سفید انجام شده باشد؟ زمان این فیلم 2 ساعت است اما بخش هایی چند دقیقه ای از آن (به زبان انگلیسی و نیز با دوبله به زبان مصری محلی) بر روی شبکه ویدئویی "یوتیوب" منتشر گردیده است. مشخصات فیلم نام فیلم: برائت از مسلمانان (زندگی محمد رسول اسلام) سناریست، تهیه کننده و کارگردان: سام باسیل (به انگلیسی: (Sam Bacile محصول: 2011 ـ ایالات متحده آمریکا زمان: 120 دقیقه حامیان مادی: صهیونیستها. حامیان معنوی: «عصمت زقلمه» رییس دولت خودخوانده قبطی (هیئت عالی حکومت قبطیان مهاجر در آمریکا) ـ «موریس صادق» وکیل قبطی دادگستری ـ «تری جونز» کشیش قرآنسوز آمریکایی. داستان فیلم این فیلم با صحنههایی از حملات گروههای تندرو به یک داروخانه مربوط به پزشکی قبطی در مصر آغاز میشود. در این صحنه چند مسلمان با محاسن بلند با چوب و چماق به داروخانه این پزشک حمله میکنند و با حمله ناجوانمردانه به همسر وی، مغازه اش را ویران می کنند؛ اما پلیس مصر تنها نظاره گر این حادثه است. فیلم پس از این بخش، به حیات پیامبر اعظم(ص) در صدر اسلام منتقل میشود و با پخش صحنه های مبتذل (که از بیان آنها معذوریم)، علاوه بر توهین به پیامبر اکرم(ص)، دین اسلام را به عنوان "سرطان" و مسلمانان را افرادی خشن، عقب مانده و طرفدار خونریزی نشان می دهد. گذشته از صحنه های سخیفی که ارزش بیان ندارد، یکی از شیطنتهای فیلم آن است که مسلمانان را افرادی شکنجه گر معرفی کرده است و در صحنه ای از فیلم یک زن سالخورده به نحو عجیبی شکنجه می شود؛ در حالی که در تاریخ اسلام چنین چیزی مشاهده نمی شود. در واقع، در این فیلم بسیاری از جنایتهایی که نظامیان آمریکایی، اسرائیلی و غربی در سالهای اخیر در حق مردم فلسطین، عراق و افغانستان انجام داده و در "گوانتانامو" و "ابوغریب" مرتکب شده اند را بیشرمانه به اسلام و مسلمانان نسبت میدهد. در این فیلم نقش پیامبر(ص) را یک بازیگر آمریکایی با رفتاری کمدی و توهینآمیز بازی میکند و در آن تلاش شده است تا نزول وحی بر پیامبر(ص) را دروغ معرفی کند. روزنامه وال استریت ژورنال در توصیف این فیلم نوشت: فیلم "برائت از مسلمانان" یک فیلم سیاسی و نه مذهبی است و در آن از اسلام به عنوان سرطان یاد شده است. آشنایی با کارگردان سام باسیل یک شهروند اسرائیلی ـ آمریکایی ایالات متحده است. وی یک مشاور املاک و مدیر شرکتهای ساخمانی است که در کالیفرنیای جنوبی زندگی میکند . علیرغم عدم انتشار هیچ تصویری از وی، او یک شخص حقیقی است و سنی بین 52 تا 56 سال دارد. (یعنی سام باسیل، یک نام مستعار نیست). باسیل از روز سه شنبه (۱۱ سپتامبر 2012 ـ ۲۱ شهریور 1391) که با روزنامه صهیونیستی "هاآرتص" و روزنامه آمریکایی "وال ستریت ژورنال" مصاحبه کرد ناپدید شد و از مکان اختفای وی اطلاعی در دست نیست. وی به روزنامه " وال استریت ژورنال" گفت: "برای این فیلم 5 میلیون دلار از یکصد صهیونیست اعانه جمع آوری شده است. این فیلم با استفاده از 59 بازیگر و تیمی 45 نفره در پشت صحنه، به مدت سه ماه در اواسط سال گذشته میلادی در کالیفرنیا تولید شد". با وجود این هزینه هنگفت، کیفیت فیلم بسیار پایین و دکورها و صحنه ها بسیار آماتوری و پیش پا افتاده است. اما پس از ابراز انزجار مسلمانان جهان رسانه های غربی سعی می کنند هویت واقعی سازنده فیلم را مخفی کنند. دویچه وله در گزارشی ادعا کرد: یک فعال مسیحیمذهب که به گفتهی خود در جریان تهیه فیلم همکاری داشته، اما میگوید که "بسیل" نام مستعار است و فرد مورد نظر نه یهودیمذهب است و نه اسرائیلی. به گفتهی استیو کلین، گروهی از شهروندان ایالات متحده که در خاورمیانه متولد شدهاند، فیلم را تهیه کردهاند. دویچه وله مدعی شد: بنا بر اعلام منابع اسرائیلی نیز شخصی با نام "بسیل" در فهرست شهروندان این کشور ثبت نشده است. استیو کلین از هویت واقعی کارگردان اظهار بیاطلاعی کرده است. آشنایی با حامیان فیلم گروه موسوم به «قبطیان مهاجر»: دکتر عصمت زقلمة از شخصیتهای قبطی مهاجر و ساکن در آمریکا، در سال گذشته میلادی با ادعای اینکه مسیحیان قبطی مصر در معرض ظلم و قتل هستند "حکومت قبطی در تبعید" را تشکیل داد و خود را رییس آن اعلام کرد. دیگر مقامات این دولت خودخوانده «مستشار موریس صادق» مدیر اجرایی، «مهندس نبیل بسادة» دبیرکل و «مهندس إیلیا باسیلی» هماهنگ کننده بین المللی آن هستند. اما رهبران قبطی مقیم مصر، با رد تشکیل این دولت، اعلام کردند که زقلمة و موریس را نماینده خود نمی دانند. «تری جونز» : کشیش یک کلیسای کوچکی در ایالت فلوریدا است. وی جایگاهی در بین مسیحیان آمریکا ندارد و در کلیسای محلی او تنها حدود 20 و حداکثر ۵۰ نفر حاضر میشوند. وی از 11 سپتامبر سال 2001 تاکنون به همراه همسرش در کلیسایی کوچک در شهر "گینسویل" حمله علیه جهان اسلام را آغاز کردند. جونز در نهمین سالگرد حملات یازده سپتامبر خواستار برگزاری مراسم قرآن سوزی شد و سرانجام پس از غائله های رسانه ای فراوان و کسب شهرت منفی جهانی، در روز ۲۰ مارس ۲۰۱۱ این کار موهن را انجام داد. عواقب این کار ابلهانه وی گریبانگیر آمریکائیان مقیم کشورهای اسلامی و کارکنان سازمان ملل شد؛ و فقط در "مزار شریف" افغانستان دست کم ۱۲ نفر از نیروهای سازمان ملل کشته شدند. تری جونز از سوی رهبران دینی مسیحیت نیز مردود است و علاوه بر محکومیت رسمی وی از سوی "واتیکان" روحانیون مختلف مسیحی نیز کار وی را نفی کرده اند. رهبران دینی شهر دیربورن نیز با موضعگیری در برابر این تصمیم ضددینی تری جونز اعلام کرده بودند که مقابل مرکز اسلامی دیربورن گرد هم خواهند آمد تا اعلام کنند مخالف اهانت به احساسات اقلیتهای مسلمان هستند. وی پس از آنکه با سوءاستفاده از غائله سوزاندن قرآن در دو سال گذشته، از یک کشیش روستایی به یک چهره جهانی تبدیل شد پارسال نیز تبلیغات شدیدی را آغاز و سرانجام نسخه ای از قرآن را به آتش کشید. او امسال نیز نمایش مضحک "محاکمه مردمی پیامبر(ص)" را به راه انداخت. سوء استفاده کارگردان از عوامل فیلم؟ در همین حال یک بازیگر زن که در این فیلم ایفای نقش کرده است ادعا کرد که عوامل فیلم از آنچه سازنده آن دنبال میکرده است، مطلع نبودهاند. وی میگوید که به وی گفته نشده بود که این فیلم در نهایت به کجا خواهد انجامید؛ بلکه در زمان فیلمبرداری، فیلم مزبور «جنگجویان صحرا» نام داشته و زمان آن نیز مربوط به هزاران سال پیش از ولادت پیامبر اسلام(ص) بوده است. این بازیگر که «سیندی لی گارسیا» نام دارد، تصریح کرد: «قرار نبود این فیلم هیچ کاری به مذهب داشته باشد، بلکه قرار بود نشان دهد که در گذشته شرایط در مصر چگونه بوده است؟ در این فیلم در رابطه با [حضرت] محمد(ص) و یا مسلمانان چیزی نبود.» یکی دیگر از اعضای گروه سازنده فیلم موهن هم که به دلایل امنیتی خواست تا نامی از وی برده نشود، روز چهارشنبه در پیامی به شبکه خبری سیانان ابراز داشت: «تمام عوامل فیلم بشدت ناراحت هستند و احساس میکنند تهیهکننده فیلم از آنها سوءاستفاده کرده است. ما از این فیلم حمایت نمیکنیم و درباره مقصود و منظور آن دچار گمراهی شدیم. ما از بازنویسیهای کامل فیلمنامه و دروغهایی که به عوامل فیلم گفته شد، شوکه شدهایم.» همچنین بیانیهای از سوی عوامل فیلم منتشر و در آن اعلام شده است که نام پیامبر اسلام(ص) و هرچه که مربوط به اسلام است، پس از پایان مراحل فیلمبرداری به فیلم مزبور اضافه شده است. همچنین دیالوگهای اهانتامیز فیلم مزبور در زمان فیلمبرداری ضبط نشدهاند بلکه آن نیز بعداً بهوسیله دوبله تغییر داده شده و جایگزین دیالوگهای اصلی شدهاند. این بیانیه تأکید کرده است که سام باسیل کارگردان فیلم از عوامل سازنده آن سوءاستفاده کرده است.